خان على ما فيه « 1 » كه يكى از غلامان زكى خان بود در سواد شب به اشعهء انوار چراغ دادخواهى مظلومان بر بستر خواب آن وسيط محفل ارباب طغيان رهنمون ساخت .
بعد از آنكه مومى اليه به اتمام كار زكى خان پرداخت و با نيل مرام رايت مراجعت به منزل خود افراخت اردوئيان از هر سو سراپردهء سلطنت را نشانهء گلولهء تفنگ ساخته رايت صبح صادق كه بر ساحت دشت فلك افراشته گرديد فوجفوج و دستهدسته متوجه كعبهء حضور نواب عليمراد خان و رهسپار طريق اصفهان گرديدند و زمان سلطنت او از درجهء يك ركن از اركان چهارگانهء سال كه به عبارة اخرى سه ماه تمام بوده باشد پا بالاتر نگذاشت و ازو دو پسر به يادگار ماند : اكبر خان پدر رستم خان ، و محمد خان پدر محمد امين خان و ميرزا حسين خان و جواد خان .
هامش
( 1 ) - كذا .