مرتضوى و نگارندهء بعضى ديگر سيد اشباب اهل الجنة حسن بن على ابن ابيطالب و اخوه الشهيد الحسين المظلوم .
بالجمله تمامت آن آثار متبركه در نزد متولى سابق الالقاب است و در مكانى منيع شرايط محافظت آنها [ را ] به تقديم مىرسانند .
و هر ساله از آن جمله آنچه را كه به شستن آثار ضيعت بر آن طارى نمىگردد به آب پاك شرايط تغسيل دربارهء آنها به تقديم رسانيده مرضاى « 1 » مسلمين بدان آب استشفا مىجويند و از امراض مهلكه و اسقام مزمنه به بركت تشرب آن رهائى مىيابند ، الا ما شاء اللّه هلكته و قدّر موته .
دعوى انتساب هريك از آن آثار به معصومان ابرار مبرهن است به اين برهان كه چون سالى يك نوبت على الرسم آنها را مىشويند علاوه بر آنكه از غساله آن استشفا مىجويند و شفا مىيابند بارها به تجربت مجربان رسيده كه اگر سالى يك يا صد بر آن آب بگذرد آثار عفونت آشكارا نسازد و به طيب و صفاء خود باقى باشد .
و ديگر حقه را كه موى سر مبارك حضرت ختمى پناهى در آن معبّى است چون به دست گيرند و هفت نوبت صلوات بر محمد و آل آن بزرگوار فرستند و شكردهء حركت مىشود و از روزنهاى طرف خود بيرون مىآيد .
مأثور است كه محمد مظفر در تصاريف زمانى كه بسيج تسخير كرمان كرده به عزم ثابت ولايت را مستخلص نمود حكايت كرامات آثار متبركه را به تواتر شنيده بود ميرزا شمس الدين [ 154 پ ] محمد جدّ اعلاى ميرزا سيد حسن متولى را كه در آن اوان رخت تمدن و توطن در كرمان افكنده داشت و رايت مزيد اعتبار مىافراشت و كافل مهم
هامش
( 1 ) - اصل : مرضى .