[ طغيان ميرزا اسمعيل كلانتر ]
ذكر طغيان ميرزا اسمعيل كلانتر در تصاريف ايام غيبت اولياى حضرت خانيت و تقديم سياست دربارهء او بعد از مراجعت از سفر ميمون آيت ميرزا اسمعيل كلانتر بعد از آنكه يكران راهوار نيابت يزد را به كام خاطر « 1 » در زير ران احوال ديد به خيال اين اوفتاد كه در ميدان صاف ولايت شرايط ركض الخيلى به تقديم رساند و به چوگان اغتنام فرصت گوى رياست پنجروزه را از ميدان ربايد . پس به تهيهء اسباب آن كار دامن از ساق جد بر كمر بسته چهارصد نفر تفنگچى مكمل يراق بهادر ترتيب داده به كار كشيك دروازجات و بروج و بارهء شهر برگماشت و رايت اقتدار به آسمان افراشت و قدغن نمود تا مساكن يهود و بيوتات آن قوم جحود را كه حوالى حصار ولايت وقوع داشت به جهت اخلال آنها به امر قلعهدارى به مدقهء تخريب كوفته حيطان آن منازل را با شارع عام موازى سازند .
تا تيررس قلعه صاف و هنگام توجه خصم مدار شهر از اشراف آن مساكن و سنگر ساختن در آنها معاف بوده باشد ، و به تعمير نارين قلعه اجتهادات بليغ معمول داشت و درهاى اندرون بروج سر در قلعه را به استعمال آهن بر سطوح آنها شرايط استحكام بجا آورد و بر اين قياس ساير امورات لازمهء استقلال را كه اركان وثيقهء بناى طغيان تواند بود به انتظام رسانيده بر متكاى رياست تكيه زده فارغ البال و مطمئن خاطر بنشست .
روايت مىكنند كه در تجديد عيد سعيد نوروزى كه خسرو
هامش
( 1 ) - اصل : خواطر