تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
شيراز به تخت نشست . سيم على مراد خان كه در حينى كه به حكم محمد زكى خان مأمور به غزاء يكى از مخالفان گرديد در اصفهان به استظهار لشكر نامعدود كه همراه خود داشت سر به افسر سلطنت آراسته تا هفت سال تاج سلطنت در آن خطهء نزهت آيت بر سر داشت . چهارم ابو الفتح خان پسر كريم خان كه بعد از توجه زكى خان بجانب اصفهان به عزم تنبيه على مراد خان و وقوع قتل او در ايزدخواست چند ماهى آتش هوس خود را به زلال سلطنت موروث تسكين داد . پنجم محمد صادق خان برادر محمد زكى خان كه بعد از انقضاء مدت پنج ماه از سلطنت ابو الفتح خان از كرمان كه مقر حكومتش بود لشكر به شيراز كشيده برادرزاده را دستگير و به قتل آورده بجايش نشست و تا يكسال از تخت فرماندهى برنخاست « 1 » تا عليمراد خان از اصفهان لشكر كشيده نه ماه شيراز را محاصره و مفتوح ساخته خواهى نخواهى او را از اورنگ سلطنت بلكه از فرماندهى كشور حيات عاريت دور ساخت . ششم جعفر خان ولد صادق خان كه بعد از فوت عليمراد خان به اصفهان خود را از بنادر به شيراز رسانيده لواى سلطنت افراشت و به موت [ 100 پ ] احمر روزگار سفيد كامروائى خود را از شام فراق دلبر سياه‌تر نگريست . هفتم لطفعلى خان ولد جعفر خان كه بعد از پدر وارث تخت او گشت و عماقريب از داس سياست خديو زمان آقا محمد خان قاجار كشت حياتش محصود آمد . و از طوايف اعرابى زنگويه ، مير محمد خان ولد عليمراد خان طبسى بود كه در دعواى اللهيار خان جوينى قليجى و در سبزوار به بدائى درگذشت .
هامش
( 1 ) - اصل : نخواست .