از غايت نيكى مشترى از آن كسب سعادت نموده به جلوس ميمنت مأنوس شكوهافزاى مسند حكومت گرديدند و به قدوم ميمنت ملزوم پايهء تخت سرورى را از پايهء فلك مينائى در رفعت و بلندى گذرانيدند .
خاطرها نقد مراد را به مضمون
مصراع
اليوم انجزت الامال ما وعدت
در جيب حصول يافت و شخص بزرگوارى گوهر مقصود را به مدلول
مصراع
و ادرك المجد اقصى ما تمناه
به چنگ آورد . نوبت زنان تهنيت جلوس ميمون را بر مسند خانيت روزافزون به غريو آوردن نوبت به تقديم رسانيدند و كوچك و بزرگ در محفل كامروائى پاىكوبان نشاط و دستافشان انبساط گرديدند . هر دلى را تشريف مراد بر دوش و هر خاطرى را شاهد آرزو در آغوش . دلها از غمهاى ديرينه و خاطرها از محنتهاى پيشينه فراموش كردند . به تقاضاى فصل ، فراش باد بهارى در بسيط زمين فرش مينائى گسترد و سقاى سحاب به جهت آبپاشى صحن جهان مشك خويش پر آب كرد . لاله در بزم چمن جام خود از شراب باران لبريز ساخت و به صلاى محفليان انجمن گلزار « 1 » پرداخت . سرو و شمشاد در بزم بوستان پايكوب نشاط و دستافشان انبساط گرديد و دايهء گلبن اطفال گل را در حجر شاخسار به شيرهء جان پروريد .
دهان غنچه از تبسم به هم نيامده سبزه از خاك غم برخاست و شاهد گل اندام نازك را به كسوت حرير زرد و سرخ و سفيد آراست . نرگس بيمار
هامش
( 1 ) - اصل : گلذار