[ توجه محمد تقى خان به يزد و عزيمت علم خان ترك مغانى ]
در بيان توجه نواب مستطاب خان سعيد مغفور محمد تقى خان به جانب يزد و نگارش موجبات آن و هزيمت علم خان به جانب خراسان چون مدت شش ماه از حكومت علم خان گذشت و در رتق و فتق مهام حكومتى بناى امرش بر حماقت و نادانى بود و در امضاى امور به رهنمونى سوءتدبيرات شروع مىپيوست به مفاد « ان الملوك اذا دخلوا قرية جعلوا اعزة اهلها اذلة » به اذلال اعزه و اعزار اذله پرداخت و هركسى را بجاى خود نمىشناخت ، و مزيد علت چند ماهى كه از حكومتش گذشت و طريق رياست را به قدم مراد درنوشت و ريشهء حكومت در زمين ولايت دوانيد با مظلومان آغاز تعدى و اجحاف و بناى فتح ابواب بىاعتدالى و اعتساف گذاشته از وجوه مقررهء ديوانى زايد طلب نمود و مسلك اخذ وجوهات شلتاقى را به قدم تشدّد و سختگيرى پيموده ، لاجرم اكابر ولايت دفع مادهء فساد او را انديشه بهتر از اين نكردند كه به حبل المتين حمايت سلالهء دودمان جلالت و نقاوهء خاندان بزرگوارى و كرامت نواب جنت مآب خان سعيد مغفور محمد تقى خان اعلى اللّه تعالى مقامه تمسك جويند ، و چون در آن اوان خان عليين آشيان در مخزن بافق مانند گوهر غلطان مكان داشتند و در قاف آن ساحت مانند عنقاى مغرب آشيان ، جمعى از اعاظم ولايت كه از جملهء آنها ميرزا اسمعيل كلانتر و ميرزا سيد مرتضى وزير و مراد على بيك و محمد حسين بيك بايندر بودند سر را قدم ساخته به صوب خدمت آن بزرگوار شتافتند و بعد از