مهمى كه اعظم مهام سلطنت و كفايت آن ملزومهء همت فلك رفعت افتاد استصفاى مملكت خراسان بود كه در هر بلدهاى از بلدان آن صاحب داعيهاى اظهار سركشى مىنمود . چنان كه در مشهد مقدس نادر ميرزا خلف شاهرخ شاه ، و در سبزوار اللهيار خان جوينى قليجى ، و در ترشيز مصطفى قلى خان ترشيزى ، و در تربت اسحق خان قرائى و [ 35 پ ] در طايفهء هزاره محمد خان هزاره ، و در ايل تيمورى كه ساكن خاف و باخرز مىباشند قليچ خان تمورى ، و در خبوشان معروف به قوچان امير كونه خان كرد ، و در نيشابور جعفر خان نيشابورى ، و در كلات فتحعلى خان كلاتى ، و در دره جز لطفعلى خان درهجزى ، و دربوز و بخرد مشهور به بوجنورد ابراهيم خان بوجنوردى ، و در طبس مير حسن خان عرب زنگويه ، و در رادكان خواجه خان رادكانى رافع لواى مخالفت و سر از ربقهء اطاعت كشيده مىداشتند .
پس در سال يكهزار و دويست و هفده سال پنجم جلوس همايون لشكرى ديرسان ملتزم ركاب نصرت انتساب فرموده بنفسه عزيمت استصفاى مملكت خراسان را به تصميم مقرون داشتند و نخست رايت تقدم استخلاص قلعهء نيشابور را كه در تحت تصرف جعفر خان ولد عباسقلى خان سردار بيات بود در ساحت نيت همايون افراشتند .
بعد از وصول عساكر منصوره بدانجا نزديكيهاى شهر محل اقامت اردوى همايون و مخيم شادروان سلطنت گرديده افواج قاهره به محاصرهء شهر پرداختند و آن سرزمين را مركز دايرهء خود ساختند .
چون زمان محاصره امتداد يافت و فنح آنجا ميسور نگرديد حكم همايون عز نفاد يافت كه اللهيار خان پسر جعفر خان را كه به رسم
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: ايرج افشار
ص١٠٧