[ لشكركشى به قلعهء نيشابور و نصب محمد ولى ميرزا به حكومت ]
جر لشكر كواكب دستور بر سر قلعهء نيشابور و ازعاج جعفر خان نيشابورى و نصب نواب محمد ولى ميرزا به فرمانروائى آنجا در تصاريف زمانى كه پيكر سلطنت را وجود مسعود همايون نازل منزلهء روان گرديد و ديهيم خوقنت را از فر جلوس مبارك پايه به كيوان رسيد امناى دولت قاهره را چهار مملكت از ممالك پنجگانهء ايران در حيطهء تصرف بود و اهالى بلدان هريك از آن ممالك اربعه شرايط رعيتى و خدمتگزارى « 1 » را به جان و دل به تقديم مىرسانيدند و كسى كه رايت سركشى افرازد بجز دو و سه كه خاتمهء كار آنها در مطاوى شرح احوالشان سمت تقديم يافت نبود .
مملكت آذربايجان از قاپلانكوه « 2 » كه واسطهء ميان زنجان و تبريز است و به هريك مسافت سه منزل راه مباينت دارد گرفته تا گنجه كه معظم ولايات آذربايجان است داور جهان را مستصفى واحدى بناى مخالفت نداشت .
در عراق نيز آيت مخالفت ارباب خلاف منعدم بود .
اولاد حاجى ابراهيم شيرازى كه در فارس رايتافراز اختيار بودند سر در ربقهء اطاعت و بندگى داشتند .
مازندران كه خانه و مسكن دودمان جليل الشان بود .
سليمان خان قاجار كه در خطهء رشت مسلك حكمروائى به موجب حكم شاه جنت مكان مىپيمود خود را واسطهء عقد بندگان نمود .
هامش
( 1 ) - اصل : خدمتگذارى .
( 2 ) - ( - قافلان كوه ) .