تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
آن يكه‌تاز مضمار شجاعت نيز جمعيت خود را برداشته به استقبال سپاه نصرت همراه شتافت . بعد از آنكه در قلمرو عليشكر تلاقى فريقين آن دو پيلتن پلنگ افگن شيرشكر حاصل گرديد و كار به تسويهء صفوف كفاح انجاميد پيشتر از آنكه از طرفين مبادرتى در طعن رماح و رشق نبال و ضرب صمصام كه موجب احكام مبانى مخاصمت [ 30 پ ] و توكيد قواعد معاندت تواند بود رخ نمايد بانوى حريم حرم عفاف مادر حميده سير آن كيخسرو تهمتن مصاف به پايمردى اقدام غمخوارى مادرانه مسلك معركهء كارزار مىپيمايد و دست فرزند كهين را گرفته به شرف تقبيل ركاب همايون خديو زمان مىرساند و به درخواست بىپايان عفو مجرمان شمول پادشاهى را مقيل عثرات ظهير الدوله حسينقلى خان مىنمايد . بعد از تعاقب چند سال از قفاى هم كه سركار اقدس همايون را اسباب خاطرجمعى از برادر فراهم آمد به افسر صاحب اختيارى كاشان تارك احوالش را آراستند . اين نوبت نيز مثل نوبت اول بعد از مضى چند ماه از حكومت و تهيّىء اسباب مخالفت در تصاريف اين مدت لواى طغيان افراشت و پس از مغلوب شدن ديدهء جهانبين خود را بر سر اين كار گذاشت و در زاويهء خمول انزوا گزيد ، تا رخت مسافرت به ساحت‌سراى باقى كشيد . آرى در محفل مخالفت صاحبان تأييد خداوندى از ساغر انتقام داور تأييدبخش ارباب خلاف را بادهء سزا بايست چشيد ، خلاف ارباب الدول الى وخامة العاقبة مفضى و ذلك حتم مقضى » .