[ طغيان حسينقلى خان ظهير الدوله ]
طغيان نواب ظهير الدوله حسينقلى خان كرت اولى و ثانى و اقتطاف ثمرهء انتقام از شجرهء خلاف اعليحضرت صاحبقرانى ديگر عارضه كه بعد از مقدمهء صادق خان شقاقى مزاج ملك را حاصل گشت و به استعمال منضج اهتمام قلع مادهء آن ملزومهء همت فلك رساى خديو دارا غلام گرديد مقدمهء طغيان ظهير الدوله حسينقلى خان برادر كهتر سركار اقدس پادشاهى بود .
بيان اين مقدمه آنست كه در سالى كه سرير سلطنت به جلوس همايون آراسته گشت زمام اختيار مملكت فارس را به آن فارس ميدان دلاورى مفوض و از حضور مهر آثار حرمان گزيده روانهء مستقر اريكهء اختيار خود گرديد ، به مرور دهور و تصاريف ازمنه و شهور به وفور جمعيت آنجا استظهار حاصل نموده به استيلاى تسويلات نفسانى و اطراى جنود شيطانى در اوصاف حسن و بهاى معشوقهء ملكستانى سررشتهء جادهء اعتدال را از دست داده به راه نامستقيم مخالفت افتاد و عزيمت مبارزت و مكافحت پادشاه زمان را تصميم داد .
پس با جمعيتى كه در سلك انعقاد درآورده بود قاصد اصفهان و بعد از هزيمت امير الامراء العظام حاجى محمد حسين خان اصفهانى كه به تازگيها سر به افسر حكومت آن خطه آراسته بود قتل و غارت بيكران دربارهء اهالى آنجا و اموال آنها به تقديم رسانيد . چون حقيقت ماجرا مسموع مسامع عليهء سركار اقدس همايون گرديد به تنبيه او لشكرى ديرسان ملتزم ركاب نصرت نشان ساخته به مدافعت روانه گرديدند .