تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
طشت و آفتابه و قزغان معاينه در آب مشاهده مىنمودند . در آب غوطه مىخوردند تا برآورند . هيچ نمىيافتند . متحيّر و مدهوش شدند . قراسولك « 1 » آن قضيّه به پدر باز راند . پدر از او پرسيد كه در آن نزديكى بر كنار آب هيچ جاى بلند هست ؟ قراسولك گفت آرى بر كنار آب درخت بلند عادى هست . پدر گفت : آنچه در آب مىنمايد ، عكس آن چيزهاست كه بر درخت پنهان كرده‌اند . قراسولك برفت و درخت را احتياط كرد . آلات زرين و سيمين بيافت . همه را پيش اغوز « 2 » حاضر كرد . اغوز باز او را سيور غاميشى كرد و نيكو بنواخت و انديشيد كه ما چون به جهانگيرى به اطراف عالم خواهيم رفتن ، و هنوز هجاور « * » و يورت تلاس « 3 » و صيرم « 4 » به جاى مانده ، اگر دشمنان در غيبت ما بگيرند ، هراينه بدنامى و دشمن كامى باشد . به اميد نسيه نقدى رها نتوان كرد . به استرجاع محافظت آنجا اقوام ايغور « 5 » را نامزد كرد ، و اغوز با ولايات تلاس و الماليق « 6 » كشيد و به محافظت آن يورتها مقام ساخت .
هامش
* . هجاور : زادبوم ، زادگاه . « جامع التّواريخ » بخش نخست ، تصحيح روشن - موسوى . ص 2417 ديده شود . ( 1 ) .Qar Suluk( 2 ) .Oguz( 3 ) .Tal s( 4 ) .sayram( 5 ) .Uygur( 6 ) .Alm liq