تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
بر ميان بست و پيش اغوز « 1 » مبادرت نمود و مال بر گردن گرفت سال به سال ، و نمود كه در حوالى و حواشى ولايت ما ياغى بسيار است . اغوز به مقدّمه صد سوار نامدار به ملك غور « 2 » بر سبيل رسالت بدان ولايت فرستاد كه اگر ايل و مطيع شوند ، و الّا با ايشان جنگ كنند . به موجب فرمان او تمامت ولايت غور و غرچستان « 3 » تا غزنه « 4 » و زابل « 5 » و كابل « 6 » ايل و مسخّر كردند و مال بر گردن ايشان نهادند كه هر سال به خزانه مىرسانند ؛ و مظفّر و منصور بازگشتند و به اغوز پيوستند ، و باتّفاق به عزم شمال كوچ كردند و متوجّه كرل « 7 » و باشغرد « 8 » شدند . نخست به اولوب غوز « 9 » رسيدند كه قلعه‌اى عالى است و حاكم آنجا را قراشيت ياغى « 10 » گفتندى . اغوز لشكر او را بشكست و آن نواحى را فرو گرفت . در آن وقت به سبب آن كه اغوز بر همگنان شفقت و مهربانى مىنمود ، پيران و بزرگان او را اغوز آقا « 11 » خواندند . چون عزم سفر كرل باشغرد جزم كردند ، نود هزار خانه بر اغوز جمع شده بودند كه ايشان را اون‌توغوز اغوز « 12 » مىگويند . حكم شد كه هر كه از راه بازماند به ياسا رسانند و سهاراميشى نكنند . چون ميان ايشان جماعتى پيران سالخورده بودند كه ضعف بر اعضاى ايشان مستولى بود و از امتثال امثال احكام عاجز بودند كه از ايشان نبرد و ناورد نبود ، احوال عجز و استكانت خود به اغوز عرض كردند . فرمود كه تمامت اينجا مقام كنند ، يعنى به موضع آق‌قايا « 13 » كه نزديك الماليق « 14 » است كه به فارسى كمر سفيد باشد . در آن ميان پيرى با راى و هوش بود روزگار ديده و به سرد و گرم ايّام
هامش
( 1 ) .Oguz( 2 ) .Gur( 3 ) .Garcist n( 4 ) .Gazna( 5 ) .Z bul( 6 ) .K bul( 7 ) .Karal ( Krl )( 8 ) .B sgrd( 9 ) .Ulub - guz( 10 ) .Qar sit Y gi( 11 ) .Oguz - q( 12 ) .Un Tuq . z Oquz( 13 ) .q - q y( 14 ) .Alm liq