بود ، براى تكميل معتقدات در زمان خلافت المستنصر به سال 471 ه . ق به مصر سفر كرد . پس از يك سال و نيم اقامت به ايران بازگشت و به تبليغ پرداخت ، و قلعهء الموت را مقرّ خويش ساخت ( 6 رجب 483 ه . ق ) و طرفداران بسيار يافت . حسن با پيروان خويش از الموت به نقاط ديگر دستاندازى مىكرد و اسماعيليّه چند قلعه را در نواحى ديگر تصرّف و يا به ساختن قلاعى در اقطار مختلف اقدام كردند .
گويند كه حسن باغهاى دلكشى ترتيب داد كه فدائيان را در آغاز قبول دعوت بدانجا مىبردند و ايشان از انواع لذّات بهشتى متمتّع مىشدند ، ولى وجود چنين بهشتى موهوم به نظر مىرسد .
چنان كه ياد كردم در چند دههء اخير آثارى سودمند و عالمانه دربارهء اسماعيليان و رفيقان و . . . نگاشته شده است ، كه كار پژوهندگان را آسان مىكند ، ارائه دادن كتابشناسى كامل از آثار اسماعيلى خودكارى مستقّل است كه در عهدهء ما نيست . اگر بناست از يك اثر ياد شود ناگزير از تاريخ و عقايد اسماعيليّه نگاشتهء ارزشمند دكتر فرهاد دفترى به ترجمهء دكتر فريدون بدرهاى بايد نام برد كه خود فراگيرندهء فهرست جامعى از تحقيقات و بررسيهاى سودمند در آيين اسماعيليان است .
* در آرايش اين دفتر نيز از نسخههاى زير سود جستم :
1 - نسخهء 1653 طوپقپوسراى
Topkapi Sarayi Hazine
به نشانهء ا :
چنان كه در دفترهاى ديگر از جامع التّواريخ ياد كردم ، اين نسخه به سال 714 ه . ق نگاشته شده است ، و حافظابرو براى نگارش مجمع التّواريخ السّلطانيه آن را در زير دست داشته است .
در انجامهء اين نسخه آمده است :
« تمام شد تاريخ اسمعيليّه و نزاريّه از مصنّفات مخدوم اعظم اعدل سلطان