بدهد . اسماعيل پنج سال پيش از وفات پدر در مدينه به سال 145 ه . ق درگذشت و در مقبرهء بقيع الغرقد مدفون گرديد . با آنكه گروهى شاهد مرگ اسماعيل بودند ، طرفداران وى ادّعا كردند كه او تا پنج سال پس از وفات پدر زندگى كرد و او را در بازار بصره مشاهده كردند ، و آنجا مردى مفلوج را با مسّ دست شفا بخشيد .
پسران اسماعيل كه در زمرهء افراد ديگر علويّين مورد تعقيب حكومت بودند ، مدينه را ترك گفتند . محمّد پسر مهتر در ناحيت دماوند قرب رى مخفى شد و اعقاب او در خراسان و سپس در قندهار خود را پنهان داشتند ، و آنگاه به هندوستان مهاجرت كردند ، و هنوز هم عدّهاى از اسماعيليّه در هند اقامت دارند .
على برادر محمّد به سوريه و مغرب هجرت كرد . اعقاب اسماعيل مبلّغينى به نام داعى ( ج : دعاة ) به اقطار ممالك اسلامى گسيل مىداشتند تا عقيدهء آنان را كه به باطنيّه شهرت داشتند تبليغ كنند ، و اساس آن بر تفسير و تأويل قرآن بود .
يكى از اين مبلّغين ميمون ملقّب به قدّاح بود كه پسر او عبد اللّه رئيس شيعهء قرامطه گرديد . محمّد بن حسين ملقّب به زيدان كه به وسيلهء نجوم آگاهى يافته بود كه حكومت به ايرانيان بازخواهد گشت ، با معاضدت يكى از اغنياى ايرانى معتقداتى را كه هم جنبهء مذهبى و هم جنبهء اجتماعى داشت ، مورد قبول اسماعيليّه قرار داد . در پايان قرن سوم هجرى ، عبيد اللّه بن محمّد المهدى كه از طرف بربريان به امامت قبيلهء كتامه منصوب شده بود ، در مغرب حكومت فاطميّين يا عبيديه را تأسيس كرد و حكومت مزبور به زودى به مصر منتقل گرديد .
*
اسماعيليان ايران
حسن بن صبّاح كه در رى متولّد شده و همانجا به عقيدهء باطنيه گرويده