شد ، و از او دو پسر ماند رضوان و دقاق ، رضوان قايممقام پدر شد .
و معتمد بن عباد صاحب اندلس كه ملثمه او را به زندان اغمات كرده بودند وفات يافت . و لشكر تتش دو قسم شدند و هرقسمى به پسرى ميلان نمودند . عاقبت باهم حرب كردند . دقاق منهزم شد ، و رضوان در ملك متمكّن گشت . و براى قوّت و قدرت جانب المستعلى باللّه گرفت ، و در ولايت خود خطبه و سكّه به نام او كرد .
و فرنگ معرّة النّعمان و بيت المقدس بستدند كه تتش به ايّام دولت خود آن را به سقمان بن ارتق تركمانى داده بود ، و سقمان به اتّفاق ايل غازى برادر خود ، و عم [ زاده ] سونج ، و برادرزادهء ياقوتى برفت ، و استخلاص قدس كرد از چنگال فرنگ . و فرنگان چارهاى نديدند ، اوانى و طرح و فرش آنجا از قناديل و اموال آنچه يافتند ببردند . اهل قدس به تضرّعنامه به مستعلى نوشتند و حال ضعف و عجز خود باز نمودند .
المستعلى باللّه امير جيوش افضل را با لشكرى متوافر به دفع ايشان فرستاد . مدد افرنجه متواتر مىرسيد . افضل مصلحت در مصالحت ديد . بعد از مهادنه و مصالحه از يكديگر بازگشتند . و در سنهء ثلث و تسعين و اربع مايه تميم بن المعزّ مدينهء سفاقس كه از بلاد مغرب عظيم است بگرفت . و از خواصّ آن شهر آنست كه بحر آن جزر و مدّ دارد .
و در اين سال كار نزاريّه در اصفهان معروف و مشهور شد ، و بركيارق به تدارك كار ايشان مشغول گشت ، و اونر را با لشكرى تمام به دفع ايشان نامزد كرد . و شحنهء اصفهان بلكابك [ را ] در حضرت سلطان محمّد كارد زدند [ 26 ] كشته شد ، و هرچه مطيع سلطان محمّد بود و مخالف بركيارق همه را بكشتند چون سرمز و ارغج و كجمح . مردم را به تهديد و تخويف مىترسانيدند ، چنان كه امرا از خوف سطوت ايشان زره زير قبا مىپوشيدند .
و فرنگ باز خروج كردند و شهرهاى بسيار بگرفتند مانند سروج كه به
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: محمد روشن
ص٧٨