و انهزام جهانسوز از سنجر در جنگ غزنه .
545 : گرفتن عربان ، قافلهء عراق را و تلف نفوس كثيره در بريه ، و ظهور دولت اتابكان لر بزرگ در لرستان ، و دولت غوريه در غزنه و خراسان .
546 : وفات قاضى ابو بكر ابن العربى از كبار محدثين ، « 1 » و انهزام فرنگ در جنگ نور الدين ، و استرداد بلاد از فرات تا به مرعش ، و وفات شهاب الدين اديب صابر از شعراى فرس .
547 : منخسف شدن بهرام شاه غزنوى با اولاد و اتباعش در جنگ ملتان ، و وفات مسعود سلجوقى ، و اوحد الدين انورى از شعراى فرس .
548 : خروج طايفهء غز يعنى تركمان « 2 » در خراسان و اسير شدن سنجر بعد از قتال و انهزام ، و غارت نيشابور و بلخ ، و گرفتن فرنگ حصار عسقلان را ، و استيلاى غياث غورى بر هرات ، « 3 » و وفات امام محمد شهرستانى ، و ابن القيسرانى ، و عين الزمان احمد بن منير .
549 : انقراض دولت بنى طغتكين ، و استيلاى نور الدين بر دمشق ، و غلبهء مقتفى بر عسكر محمد شاه در عراق ، « 4 » و وفات ظافر عبيدى ، « 5 » و ولادت چنگيز خان ، .
550 : وفات احمد بن معداقليشى ، و ابو الكرم شهر زورى قارى عراق ، و مجلى بن جميع قاضى مصر .
551 : پريشانى طايفهء اوغوز با موت على سردار ايشان ، و خلاص شدن سنجر از اسر ،
هامش
( 1 ) مقصود ابو بكر محمد بن عبد الله اندلسى اشبيلى مالكى است نه ابو بكر محيى الدين . زركلى فوت وى را در 543 نوشته است .
( 2 ) كت : « خروج طايفهء اوغز از تركمان » . براى اطلاع بر طايفهء غز و غارت نيشابور و اسير شدن سنجر رجوع شود به دائرة المعارف فارسى ذيل غز .
( 3 ) مسلما غلط است . چون غياث الدين محمد غورى در 536 متولد شده و در اين تاريخ دوازده ساله بوده است . تصرف هرات به دست او در 588 بوده است . رجوع به تواريخ مربوطه شود .
( 4 ) مقصود محمد بن محمود بن محمد بن ملكشاه سلجوقى است و مقتفى بر او غلبه پيدا نكرد بلكه خود محمد به خاطر اغتشاش عراق دست از محاصرهء بغداد باز داشت ( تاريخ گزيده ، چاپ دكتر نوائى ، ص 362 ) .
( 5 ) ظافر دوازدهمين نفر از خلفاى فاطمى است . وى فوت نكرد بلكه به دست پسر وزير خود به جرم همجنس بازى كشته شد ( لغت نامهء دهخدا ) .