كه خانهاى مرزا خضر خان و مرزا سنجر بود - و همون زمان مرزا خضر خان كه از حضرت رخصت يافته بود و اسپ بوز كدا ارغون را به او عنايت كرده بودند رسيد - و دو سه روزى ايلچى و اين جماعه را به جهت مهمانى نگاه ميداشتند - اسپ و گوسفند و سگ انسانيت كرده رخصت نمودند - و شب در ميان بنور رسيدند كه كوليست كه چهار طرف او چلكه دارد - و كنارهاى او بكوه متصل است كه جميع هزارها در هواى گرم مع بسى و روانات آمده در گرد اين كول فرود مىآيند - و جو درو بود كه ايلچى آنجا فرود آمده - و از سرما زمينها شاخ شاخ ترقيده بود - و اطراف و جوانب اين چلكه كوههاى عظيم فتاده - و از انجا بغزنى شب در ميان راه است *
چون ايلچى بغزنى فرود آمد بايزيد پيشتر از ايلچى متوجه حضرت شد - و حضرت را در ارتهباغ ملازمت نمود - و آمدن ايلچى و اسپان و اسباب پادشاهى را بعرض رسانيد - چون دانستند كه بايزيد بقندهار نرفته مقيد باسپ و سر و پاى بيرم نشد - همون زمان اسپ و سر و پا به او عنايت فرمودند - و بعد از چند روز ايلچى بپابوس سرافراز شد - و اسپ و اقمشهء كه آورده بود به نظر اشرف گذرانيد - ايلچى را در جاى مناسب فرود آوردند - و آن بهار و تيرماه را بدولت و اقبال در ارتهباغ بعشرت گذرانيدند - و آن سال سنه 960 ( نه صد و شصت ) بود - و در ان بهار دو شاهزاده تولّد شد - هر دو
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 175
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص١٧٥