نصب كرد و در ميان مسجد پايابى تمام از خشت پخته و حوض بساخت و آب وزير « 1 » [ را ] در آنجا جارى كرد .
و در سال ثلاث و عشر و ثمانمائه در محلهء نرسوآباد خواجه شهاب الدين قاسم 24 سرائى عالى و طنبى و بادگير و حوضخانه و سرابستان و باغى مشجر [ 29 الف ] ترتيب كرد و مولاناى اعظم شرف الدين على يزدى 23 در وصف آن عمارت به التماس بانى گفته است :
تبارك اللّه ازين روضهء بهشت آيين * كه هست روضهء نزهت « 2 » سراى خلد برين
حسد برد ز كمالش بناى ذات « 3 » عماد * خجل شود ز جمالش نگارخانهء چين
در آب صافى حوضش عيان توان ديدن * جمال چهرهء معنى به چشم صورت بين
حروف چرخ چو تاريخ او بود به حساب * كه هشتصد و سه شمارد خرد همان و همين
عجب مدار كه چون چرخ شد محل شهاب * شهاب دولت و دين آصف فلك تمكين
از آن شهاب ره ديو بسته شد بفلك * و زين شهاب سر فتنه محو شد به زمين
اگر ز چرخ كند آفتاب و ماه طلوع * دو آفتاب ازو طالعند زهره جبين
هامش
( 1 ) - ن : آبريز
( 2 ) - ن : تربت ، تاريخ جديد يزد : كه هست غيرت زينت . . .
( 3 ) - تاريخ جديد يزد : آب