الدرم بايزيد رفت و الدرم در قيد اسار [ 27 ب ] درآمد و روم مسخر شد خواجه غياث الدين سالار « 1 » 22 كه در يزد بود و عامل اموال بود در ميان شهر خانهاى چند بخريد و تيمچهاى بنا كرد مربع مشتمل بر سى دكان و بر درگاه سهگانهء آن القاب همايون و تاريخ عمارت ثبت كرد . تمام آن عمارت از خشت پخته و كاشى تراشيده ساخته ، و ازارهء كاشى بسته ، و پيش دكانها سنگ مرمر تراشيده و فرش از مرمر انداخته ، و سه حوض از مرمر تراشيده در ميان عمارت كه آب تفت در آن جاريست راست كرده ، تمام آن عمارت به طلا و لاجورد منقش كرده ، و بر بالاى هردكان حجره [ اى ] نيكو ترتيب داده و دريچهها در دار الفتح داشته ، و بر صفهء قبلى شاهنشين نيكو ساخته ، و پنجرههاى آهنين نهاده ، و باغچهء مشجر با عمارات عالى ساخته ، و حوضخانه و طنبى و بادگيرها تمام كرده ، [ و ] به طلا القاب همايون و تاريخ نبشته ، و چهار طرف آن قريب دويست دكان ضبط داده شده ، [ 28 الف ] و خواجه غياث الدين سالار آن را به دار الفتح منسوب كرده ، عقل از آن عمارت بتعجب آمده و به زبان حال ميگويد :
قطعه
اين آن اساس نيست كه گردد خللپذير * لو دكت الجبال و انشقت السما
گردون بلاجورد ابد بر كتابهاش * به نوشته است « دام لك العز و البقا »
و بالاى آن از چوب سرو خرپشتهاى تراشيده بعوض خيمه ، و بر در بارگاه شمالى ثبت كرده اين بيت را :
هامش
( 1 ) - ن : لارى ، رجوع كنيد به حبيب السير 3 : 598 .