استخراج كردهاند . ما در اينجا خلاصهء آن مطالب را از مقدمهء آقاى نفيسى نقل ميكنيم :
« . . . در ص 94 اين مجلد تصريح مىكند كه پدرش مولانا جلال الدين محمد از دانشمندان زمان خود بوده و در 737 كه در ميان امير مبارز الدين محمد بن مظفر و امير شيخ ابو اسحق در يزد ملاقاتى روىداده حاضر بوده است . . . .
جاى ديگر در صحايف 92 - 93 و 243 همين مجلد تصريح مىكند كه دو سال از شاگردان قاضى عضد الدين عبد الرحمن بن ركن الدين احمد بن عبد الغفار ايجى . . . بوده است و مفتاح العلوم سكاكى و شرح مفصل ابن الحاجب و كشاف و شرح اصول و مواقف و جواهر را برو خوانده است . . .
در صحايف 211 و 312 گفته است كه در سال 755 كه از سفر حجاز ( حج ) برمىگشته در ظاهر اصفهان به خدمت امير مبارز الدين رسيده و وى تدريس در دار السيادهاى كه در محلهء سرميدان يزد تازه ساخته بود به او رجوع كرده است .
در صحايف 16 - 18 اين مجله تصريح مىكند كه در 757 كه در ركاب امير مبارز الدين باصفهان رفته بود فصلى در تاريخ اين خاندان بامتحان نوشته بود و آن فصل را در عراق به نظر پادشاه رسانيد و چون پذيرفته آمد اين كتاب را تأليف كرد و پيش از آن خامهاش جز « ذكر يقينيات » نشنيده بود .
از لحن كتاب پيداست كه آن را تدريجا در ضمن حوادث تأليف ميكرده و يكى از مشايخ صوفيهء شيراز عز الدين ابراهيم زرقانى كه مجاور قبهء ابو عبد اللّه خفيف در شيراز بوده نام اين كتاب را « مواهب الهى » گذاشته است . . . ( ص 19 )
ظاهرا وى از 744 بدربار آل مظفر پيوسته است و خود در صحايف 149 - 149 اين مجلد تصريح مىكند كه در 744 كه شاه شجاع بيزد رفته وى با امير اختيار الدين حسن قورچى به خدمت اين پادشاه رسيده و در بازگشت با وى بكرمان رفته و از آن زمان از ملازمان آل مظفر شده است و در بيشتر سفرها با ايشان همراه بوده و بكرمان و اصفهان و شيراز و ابرقوه رفته بود و نيز گاهى بمأموريت به ابرقوه و اصفهانش فرستادهاند و چنان كه از صحايف 140 - 150 اين مجلد برمىآيد زمانى امير مبارز الدين با او سرسنگين شده و دوباره بلطف بازگشته است . . . » ( ص 11 - 12 ) .
از معين الدين معلم ، بجز « مواهب الهى » سه تأليف ديگر مىشناسيم و آن سه عبارت است از :
1 - « اساس السلطنه » كه تاريخى ديگر دربارهء خاندان آل مظفر بوده
تاريخ يزد ( فارسى ) — صفحة 237
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٣٧