آن را عمارت كرد و به خشت پخته ساز داد و سفيد كرد . در خلف گنبد مزار اوست ، و در قديم قبر شيخ خليل از چوب ساخته بودند ، از آن [ علت ] مشهور به گوردارين شد .
و شيخ خليل از اولياء زمان خود بود و در زهد و تقوى ثانى نداشت ، و ازو بسيار كرامات مشاهده كردهاند .
و گويند پسرش به كعبه رفته بود و شب عيد اضحى در خانهء او حلوا كرده بودند . زنش « 1 » جهت پسر گريه مىكرد .
خليل گفت چرا مىگريى ؟ گفت پسرم اينجا نيست كه ازين حلوا بخورد . گفت پارهاى از براى پسر بنه ، آن زن « 2 » طاسى پر از حلوا كرد و بنهاد * و طاس غايب شد * « 3 » . چون پسر از كعبه بازآمد آن طاس [ را ] با خود داشت . [ 84 ب ] گفت در روز عيد اضحى در بازار منى پدر اين طاس با حلوا به من داد . اين زمان قبر او از آجر پخته ساختهاند .
ذكر مزار صالحين مشهور به مولانا مجد الدين حسن قاضى به خارج يزد متقارب امامزاده محمد بن [ على بن ] عبيد اللّه عليه الرحمة
مزار متبرك است ، و بسيار بزرگان دين در آنجااند « 4 » ، و بيشتر از اولاد رضى در آنجا مدفونند ، و بر آن صفهء بزرگ مولانا مجد الدين حسن و برادرش مولانا « 5 » شرف الدين على
هامش
( 1 و 2 ) - ن : مادرش
( 3 ) - ن : ميان دو ستاره را ندارد
( 4 ) - ن : مدفونند
( 5 ) - ن : امير