در دست او مانده بود ، فرمود كه « امسيت جاهلا و اصبحت عالما » . و عالم بود « 1 » ، و تمام قرآن حفظ داشت ، و با علما بسيار بحث كرده بود ، و امام الحرمين را دريافته ، و فرزندان صالح زاهد داشت .
و از اولاد او يكى مولانا غياث الدين على منشى است كه افضل عصر بود و قاضى عادل ، و نزد سلاطين بنى مظفر بغايت معزز و مكرم بود و در سال اربع و ثمانين و سبعمائه عمارت مزار شيخ كرد ، و خانقاه عالى در جنب مقبره و نهرى در خانقاه جارى كرد ، و ساباط مروح بر در مزار ساز كرد ، و خان ابرقوهيان مشهور را جهت مزار نزديك آن ساباط ساز داد « 2 » و وقف كرد .
و مولانا شهاب الدين على پسر او از اكابر دين بود ، و تصانيف بسيار دارد ، از انشاء او « شرح [ 84 الف ] حاوى » و غيره است .
و وفات شيخ الاسلام در سال ثمانين و اربعمائه بود .
ذكر مزار گوردارين « 3 » 52
مشهور به شيخ سعيد خليل آسوده به خارج يزد
مزارى متبرك است ، و بسيارى بزرگان دين آنجا مدفونند ، و گنبدى قديم بود ، و مولانا قوام الدين عبد الباقى اسفنجردى
هامش
( 1 ) - ن : و علوم ظاهر و باطن بر وى منكشف شده .
( 2 ) - : م ، و : بساخت
( 3 ) - ظاهرا تركيب اين كلمه ( گور + دار + ين ) است يعنى قبرى كه بر آن صندوق چوبى باشد .