شير وى را دفن كنند « 1 » ، * و چون در سال اربع و عشرين و اربعمائه امامزاده وفات كرد * « 2 » به حكم وصيت وى را در پهلوى [ 75 الف ] آن شير دفن كردند ، و آن شير در پيش روى امامزاده در قبرى مدفونست « 3 » . و اليوم قريب يك هزار سادات از مرد و زن و اطفال از نسل او باقى مىباشند « 4 » .
و در سال ست و ستين و ستمائه « 5 » خواجه اسحق پسر خواجه حسن ساورج « 6 » 47 خوارزمى قبر امامزاده [ را ] بكاشى گرفت و القاب بكاشى تراشيده بنهاد ، و پنجرهء قبلى و لوحى بر آن تاريخ ثبت كرد . و در سال سبع و ستين و سبعمائه امير معين الدين اشرف ساباطى بر در مزار بساخت ، و سقايه و درگاه مزار ضبط داد ، « 7 » و چاه و سقايه مقابل درگاه ساز داد ، و امير صدر الدين وزير قريب درگاه مزار زمينى چند بخريد و نبش كرد و داخل مزار كرد .
چون در زمان پسر ابو سعيد طبسى امير صدر الدين را شهيد كردند وى را در آنجا دفن كردند . پسر او امير قطب الدين صفّه و دو گنبد و پنجرهء نيكو بكشيد و داخل مزار كرد ، و چون در هرات وفات كرد او را بدين مزار آوردند و پهلوى پدرش دفن كردند .
خواجه شهاب الدين قاسم نيز درين مزار مدفونست . و چون
هامش
( 1 ) - م : و آن حضرت وصيت فرمود كه چون رحلت نمايم صورت قبر من اينجا باشد .
( 2 ) - م : ميان دو ستاره را ندارد .
( 3 ) - م : مدفون شده است
( 4 ) - م : باقىاند
( 5 ) - ن : سبعمائه
( 6 ) - ن : ساروج
( 7 ) - ن : است