تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ يزد ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
اختيار بود در اجرت نوشتن كتابات تدنيقى « 1 » مىنمود . در ميان او و خواجه عليشاه خصومت افتاد . بعرض سلطان رسانيدند كه خواجه عليشاه تصرف بسيار در خزانه « 2 » كرده است و عماراتى كه مىكند از اموال خزانهء سلطانست . مقرر شد كه خواجه عبد القادر حساب « 3 » خواجه عليشاه بكند . معين كردند كه فلان روز . در آن شب خواجه عليشاه خوف كرد . زهر بخورد و هلاك شد . خواجه عبد القادر را شكم « 4 » بگرفت و در سحر وفات كرد . روز ديگر هردو مرده بودند . بعرض سلطان رسانيدند . و خواجه عبد القادر را به يزد آوردند و در قبهء گنبد خودش [ 60 ب ] دفن كردند ، و آن مدرسه و ساحت در مدرسه و بازار بعد ازو اتمام يافت . دو بزرگ چنان ، در يك شب رحلت كردند . نظم
به دوران سپهر آبنوسى * گهى ماتم بود گاهى عروسى « 5 » دوران جهان ازين شمار « 6 » است * نقديش منه كه كم عيارست از خوان فلك كه خورد نانش * كاندر سر آن نكرد جانش
و اتمام اين عمارت در سال اربع و ثلاثين و سبعمائه بود .

ذكر مدرسهء حافظيهء نوغاباد اهرستان يزد

حافظيه مدرسهء نيكو و مروح است ، و آب تفت در ميان آن
هامش
( 1 ) - ن : يد بيضا ( 2 ) - م : خزينه ( 3 ) - م : « در خزانه » را ندارد ( 4 ) - ن : درد شكم ( 5 ) - ن : ماتم كند و گهى عروسى ( ؟ ) ( 6 ) - ن : قرار
تاريخ يزد ( فارسى ) — صفحة 120 | ايرج افشار / جعفر بن محمد بن حسن جعفرى