اختيار بود در اجرت نوشتن كتابات تدنيقى « 1 » مىنمود . در ميان او و خواجه عليشاه خصومت افتاد . بعرض سلطان رسانيدند كه خواجه عليشاه تصرف بسيار در خزانه « 2 » كرده است و عماراتى كه مىكند از اموال خزانهء سلطانست . مقرر شد كه خواجه عبد القادر حساب « 3 » خواجه عليشاه بكند . معين كردند كه فلان روز . در آن شب خواجه عليشاه خوف كرد . زهر بخورد و هلاك شد . خواجه عبد القادر را شكم « 4 » بگرفت و در سحر وفات كرد . روز ديگر هردو مرده بودند .
بعرض سلطان رسانيدند .
و خواجه عبد القادر را به يزد آوردند و در قبهء گنبد خودش [ 60 ب ] دفن كردند ، و آن مدرسه و ساحت در مدرسه و بازار بعد ازو اتمام يافت . دو بزرگ چنان ، در يك شب رحلت كردند .
نظم
به دوران سپهر آبنوسى * گهى ماتم بود گاهى عروسى « 5 »
دوران جهان ازين شمار « 6 » است * نقديش منه كه كم عيارست
از خوان فلك كه خورد نانش * كاندر سر آن نكرد جانش
و اتمام اين عمارت در سال اربع و ثلاثين و سبعمائه بود .
ذكر مدرسهء حافظيهء نوغاباد اهرستان يزد
حافظيه مدرسهء نيكو و مروح است ، و آب تفت در ميان آن
هامش
( 1 ) - ن : يد بيضا
( 2 ) - م : خزينه
( 3 ) - م : « در خزانه » را ندارد
( 4 ) - ن : درد شكم
( 5 ) - ن : ماتم كند و گهى عروسى ( ؟ )
( 6 ) - ن : قرار