تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ يزد ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
يزد « 1 » آورد و او همراه بود از دور مدرسه و مناره ديده بود . و چون امير شيخ بازگرديد محمد بن مظفر حكم فرمود مدرسه و مناره [ را ] خراب [ 59 الف ] كنند . اهالى گفتند كه عمارت چنين خراب كردن يمنى ندارد . گفت من سوگند خورده‌ام ؛ جهت سوگند شرفات درگاه [ را ] خراب كرد . و در عقب اين مدرسه باغ عالى مشجر انشاء كردند ، و در سال اربعين و سبعمائه اتمام يافت . دشمنان قصد سيد كردند كه تاجى خاتون مادر امير شيخ با سيد نظرى دارد . امير شيخ كمين كرد و در خانه رفت ، و گل بسيار ريخته بودند . سيد در آن ميان پنهان شد . وى را در ميان گل شهيد كردند ، و سال ست و اربعين و سبعمائه مقتل او بود . وى را به يزد آوردند و دفن كردند . بغايت مدرسهء مروح است .

ذكر مدرسهء عبد القادريه خارج حصار يزد « 2 »

بانى اين مدرسه صاحب سعيد خواجه عبد القادر بن محمد بن سديد است ، و از آل تميم است كه صاحب رايت امير المؤمنين على عليه السلام بود و با لشكر اسلام بدينجا « 3 » توجه نمود . قبر او در فهرج مشهورست ، و در علم سياق نظير [ 60 الف ] خود نداشت . وى را جهت حساب ممالك * پادشاه به تبريز بردند و سلطان ابو سعيد او را نوازش نمود و حساب تمام ممالك * « 4 » سلطان بنوشت و دفترها آماده كرد . سلطان او را تربيت كرد « 5 » . خواجه عليشاه جيلانى كه وزير صاحب
هامش
( 1 ) - ن : بيزد ( 2 ) - لفظ « حصار » را ندارد و بجاى يزد هم « يزدجرد » دارد . ( 3 ) - ن : بدينجانب ( 4 ) - ن : ميان دو ستاره را ندارد . ( 5 ) - م : فرمود