ژاندارم را به ترتيب ذيل در ميدان مشهور به ناصريه بدار كشيدند مشار اليهم را با دو عراده از قونسولگرى به محل مذكور آورده يكنفر صاحبمنصب تقصيرنامه آنها را مىخواند و محمد آقاى كسمايى مستشار قونسولگرى خطاب به مقصرين ترجمه به فارسى مىنمايد ملخص آن اينست كه بشهادت دوازده نفر كه قبل از وقت اداى شهادت قسم ياد كردهاند اشخاص مذكور به طرف قشون روس تير خالى كرده و چهار نفر قزاق كشتهاند و آقاى سيد عبد الوهاب را بطور يقين و دو نفر ديگر را هم افواها ديروز رها كردهاند و شنيده شد كه دو نفر ديگر را به انزلى بردهاند كه در آنجا مجازات بدهند .
14 صفر نمره 66 اسحق
هرچه در اينباره گفته شود كم است . در جاييكه خود روسيان بر سر ادارهها آمدهاند و نخست آنان بشليك برخاستهاند و از سپاه ايشان بيش از يكقزاق آن هم با دست سواران سيد اشرف كشته نشده و خود آنان نه تن را به خاك انداختهاند بدينسان داستانرا وارونه ميگردانند و كاركنان ادارهها را بنام آنكه بر سر روسيان ريختهاند و شليك كردهاند و چهار تن قزاق كشتهاند گناهكار ميگيرند و دوازده تن نيز از مسلمانان پس از سوگند بچنان دروغى گواهى داده خون چهار تن بيگناه را به گردن مىگيرند !
آنچه ما از اينان دانستهايم مىنگاريم : يوسفخان را نوشتيم كه دستيار اداره شهربانى بوده و چون با دو تن از رشت ميگريخته از رودبار يا از قزوين بازگردانيدند .
پيكرهاى كه ازو در دست است مىرساند جوان خوشرويى بوده . كاظمخان كلانترى كوى كياب را در رشت ميداشته و چنين ميگويند كه پس از پيشآمد روز بيست و نهم آذر بمدبر الممالك نامى كه بنزد نكراسف آمد و رفت ميداشت پناهيد و او از نكراسف زينهار برايش خواسته و همراه خود بكونسولگرى برده در آنجا با دستور نكراسف بند گرديد . صالح خان از مجاهدان و او نيز از كاركنان اداره ژاندارم رشت مىبود . او را هم ميگويند پس از پيشآمد به مير باقر خان نامى پناهيد و سرگذشت وى همان بود كه سرگذشت كاظمخان . از شريعتمدار چيزى نمىشناسيم .
محمد آقا كسمايى كه نامش برده مىشود برادر ميرزا حسينخان كسمايى بوده .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 472
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٤٧٢