هند و عرب و روم در دست است بر آن بيفزايم تا نوخاستگان را ادبآموزى و دانشمندان را براى آنچه در حكمتها و دانشها آموختهاند يادآورى باشد و قصد من از اين كار آن بود كه نفس خويشتن و آنان كه پس از من خواهند بود استقامت بخشم ( به راست دارم ) و قصد دور تر من پاداش و ثواب الهى است كه او مالك همهء خيرات و پاداش دهنده بر نيكيها است و هيچ قدرتى جز به دو نيست .
هوشنگ گفت :
1 . آغاز از خداوند است ، و پايان هم به دو است ، و از او است توفيق ، و سپاس مر او راست . « 1 »
2 . آنكه آغاز را شناخت سپاس گزارد . و آنكه پايان را شناخت نيت خالص گرداند و آنكه توفيق يافت فروتنى كند . و آنكه انعام خداوند را شناخت سر به طاعت نهد . « 2 »
3 . برترين چيزى كه در اين جهان به بندگان عطا شده حكمت است . و برترين چيزى كه در آن جهان بديشان داده شده آمرزش است . و برترين چيزى كه در نهاد خودشان به آنان ارزانى گرديده پندگيرى است . و برترين چيزى كه بندگان خواستار آنند عافيت است . و برترين چيزى كه گفته شده كلمهء توحيد است . « 3 »
4 . سرآغاز يقين شناخت خداوند است .
5 . علم با عمل پاى گيرد ، و عمل با سنت ، و سنت راستين پايبند شدن به اعتدال و ميانهروى است .
6 . دين با فروع آن همچون دژى است با پايههاى آن ، كه چون يكى از آنها درهم ريزد پايههاى ديگر نيز يكى پس از ديگرى فرو ريزند .
هامش
( 1 ) . اين عبارت در خردنامه نيست .
( 2 ) . و هركه آغاز نعمتها بشناسد سپاسدارى كند ، و هركه عاقبت بشناسد كار به اخلاص كند ، و هركه بداند كه توفيق از كرامت خداى است جلّ و عزّ با خضوع باشد .
( 3 ) . و بداند كه بهترين عطاى ايزد تعالى مر بنده را حكمتست و بهترين عطا مردم را از خويشتن پند پذيرفتن و انصاف دادنست ، و بهترين چيزى كه بنده از خداى تعالى بخواهد عافيت است ، و بهترين چيزى كه بنده بر زبان براند گواهى دادن است به وحدانيت جلّ و عزّ .