موجودات پرورده و مربوب او خواهند بود و غير از او مطلقا ربّ ديگرى كه شايستهء پرستش باشد ، وجود ندارد و اين حجّتى از راه آغاز خلقت است .
امّا استدلال دوّم كه از طريق انجام آفرينش است و مىفرمايد : بطور مطلق مردم هيچ عمل زشتى نمىكنند ، مگر اينكه خود آنها وزر و و بال آن را به دوش خواهند كشيد و هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نمىكشد و اين آثار همچنان باقى است تا زمانى كه خلائق بسوى پروردگار خود رجوع كنند و او با كشف حقايق اعمال بندگان سزاى آنان را بدهد ، مسلّما وقتى مفرّى از اين جزا نيست و مالك روز جزا خداى متعال است ، پس قهرا تنها اوست كه در پرستش تعيّن دارد نه ديگران كه مالك هيچ چيزى نيستند و روز قيامت نيز روزى است كه روز جدائى مؤمن و كافر است و روزى است كه حق در آن ظاهر مىگردد به گونهاى كه هيچ اختلافى در آن نيست ، امّا استدلال سوّم در آيه بعدى گنجانده شده است .
( 165 )
( وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ )
: ( اوست كه شما را جانشينان زمين قرار داد و برخى از شما را به درجاتى بر بعض ديگر برترى داد تا شما را در آنچه به شما داده آزمايش كند ، همانا پروردگارت سريع المجازات است و همانا او آمرزنده و مهربان مىباشد ) ، اين همان استدلال سوّم است كه نظام عجيب حاكم بر زندگى و معاش بنى آدم را مبناى استدلال قرار داده است و مىفرمايد : او پروردگاريست كه شما را خليفههايى در زمين قرار داد كه معناى خليفه را در تفسير آيه 30 سورهء بقره ذكر نموديم و مىفرمايد : بين شما از نظر قوّت و ضعف و غنى و فقر و رياست و مرئوس بودن و غير اينها اختلاف بوجود آورد و بعضى از شما را بر بعض ديگر برترى درجه بخشيد و اين اختلافها اگر چه امورى اعتبارى هستند ، امّا از امورى تكوينى ناشى مىشوند كه همان منّت نهادن خداى سبحان و ناظم آفرينش است و مىفرمايد : اين تفاوتها براى آن است كه خداوند شما را بيازمايد و بر شما معلوم كند كه چگونه در برابر