از دلتنگى او مأيوس مىشدند لهذا نايب السلطنهء مرحوم ضبط و ربط امور قراباغ را بالكليه به او مفوض فرموده او را اميدوار و مستمال ساختند و قرار شد كه حاجى آقا لر بيك از سخن و صلاح مهدى خان بيرون نباشد و مهدى خان را با اهل قراباغ مقرر داشتند كه به آن طرف از قلعه كه سنگ احاطه كرده رفته راههايى كه بلد مىباشند و احتمال تردد مضبوط و محفوظ نمايند و سيف الملوك ميرزا و منصور خان فراهانى و نظام قراجه داغ و احسان خان كنگرلو را با فوج كنگرلو و جمعى از لشكريان ديگر و دوازده عراده توپ به داوطلب تپهسى فرستاده تپهء مزبور را گرفته سنگرها بسته نشستند و از اين طرف فوج خاصه را با چند فوج ديگر و قاسم خان سرتيپ و يوسف خان گرجى توپچى باشى آذربايجان با چهار عراده توپ به طرف خزينه درهسى فرستاده سنگرها بسته نشستند و از طرف پايين كه اردوى مبارك افتاده و يك راه به قلعه بيش نداشت جمعى را در سر راه قلعه گذاشته از چهار طرف به محاصرهء قلعه اشتغال نمودند و از آن طرف محمد حسين خان با عريضه و فتحنامه در چمن شام اسبى كه در يك فرسنگى شهر اردبيل است به اردوى خاقان مغفور رسيده كيفيت واقعه را به عرض مبارك رسانيد و خاطر خاقان مغفور مسرور شده به نواختن نقاره و كرنا با شاديانه امر فرمودند و سرهاى مقتولين را در بالاى تپهاى كه در كنار پلى كه بر رودخانهء شام اسبى بستهاند واقع است عبرة للناظرين منارى ترتيب دادند و امراى صالدات را مأمور به توقف دارالسلطنهء اصفهان فرمودند .
چون خاقان مغفور مىخواستند كه قلعهء قراباغ زودتر از همهء قلاع مفتوح شده و با اردوى نايب السلطنه بعد از فتح روانهء گرجستان شده اردوى خاقان مغفور از آب ارس گذشته در مملكت قراباغ اين زمستان قشلاميشى نمايند و چنان در خاطر همايون مركوز شده بود كه مفتوح شدن قلعهء قراباغ بسيار سهل و متوقع اينقدر توقف و تأخير نبودند بنابراين الله يار خان ولد ميرزا محمد خان قاجار را كه خال پادشاه مرحوم و در اين اوقات كه عبد اللّه خاى امين الدوله معزول شده بود او را به لقب آصف الدولگى سرافراز فرموده بودند با غلامحسين خان سپهدار عراق كه به شرف مصاهرت خاقان مغفور سرافراز بود با لشكر نظام عراق كه در آن وقت موسوم به جانباز بودند به قدر پانزده هزار لشكر
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 41
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٤١