تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
گرديد و هم در اين اوقات اردوى پادشاهى از ييلاقات شميران معاودت نموده در ماه ذى الحجه وارد قم گرديده حضرت شهريارى به زيارت آستانهء مباركه مشرف شده به خيرات و مبرات امر و اشاره فرمودند ، فقرا و ضعفاى آن آستانهء مباركه را به عاجزنوازى خوشدل ساخته و سه هزار تومان زر نقد براى تذهيب رواق مبارك كه تا آن زمان مذهب نشده بود به رسم نياز عطا نموده به استادان چابك دست حكم به تذهيب فرمودند و پس از دوازده روز توقف قم به عزم شكار به محال خلجستان و قريهء نيزار تشريف‌فرما شدند و پس از نشاط شكار از راه ساوه به دارالخلافه معاودت فرمودند و چون دعاگوى دولت ابد مدت شاهى را منظور از تحرير اين نسخه ذكر وقايع اواخر ايام خاقان خلد آشيان زمان پادشاهى پادشاه مرحوم بود كه به رسم پيشكش در خدمت پادشاه جهان گذرانيده به تذكار وجود نابود خود در انجمن حضور مبارك بپردازد در حال تحرير كه اوايل سنهء هزار و دويست و شصت و هفت است و دو سال و چيزى بالا است كه از ايام سلطنت اين پادشاه گردون جاه كه تا ابد سلطنتش پاينده و برقرار باد منقضى شده بود به جهت تيمن و تبرك خاتمهء كتاب را به ذكر بعضى از وقايع اين دو سال فرخنده فال كه امتداد آن تا هزار سال باد بپرداخت و آخر اين نسخه را به فتح مشهد مقدس و گرفتارى و قتل حسن خان و باعث شدن اين فتح مبين و به امن و امان جهانبان از تصدق فرق فرقدان‌ساى پادشاه جهان موشح و مزين گردانيد ، اميد اين دعاگوى دولت از مرحمت پادشاهى آن‌كه ذره‌اى از پرتو التفات را شامل حال اين دعاگوى دولت ساخته تا اين عمر چند روزه را به فراغت و امنيت در ظل مرحمت پادشاه جهان به دعاگويى به سر برد و گذران نمايد و جان ناقابل را در راه دعاگويى دولت ابد مدت صرف نمايد و اين محقر پيشكش كه ياد اسلاف اين سلسلهء عليه است آنگاه پسنديده شود كه در نظر همايون پسنديده آيد ،
مالك رد و قبول هرچه كند پادشاست * گر بكشد حاكم است ور بنوازد رواست

مثنوى

خدايا تو اين شاه درويش دوست * كه آسايش خلق در ظل اوست بسى بر سر خلق پاينده دار * به توفيق طاعت دلش زنده دار
تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 331 | عباس إقبال آشتياني / جهانگير ميرزا