تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
سرخاى خان و نوح خان والى ولايت داغستان و سليم خان حاكم شكى كه سابق بر اين در ايّام جنگ و نزاع به توهمات بىجا كه از اين دولت ابدمدّت كرده بودند پشت به دولت و اقبال و روى به نكبت و نكال نموده هريك فوجى از لشكر روس را به ولايت خود برده بر رعاياى اسلام و بر جان و مال خود مسلط نموده بودند از رفتارهاى ناهنجار روس كه مشاهده نموده بودند پريشان و پشيمان شده مهاجرت اختيار نموده در سنوات سابقه روى به اين دولت عليه آورده بودند و حضرت نايب السلطنه به اذن و اجازهء پادشاه جهان هريك از ايشان را با كسان و توابع خود در ولايت قريبه به ولايات ايشان جاىگير و ساورى و سيورغال مرحمت فرمود بودند و نظر به مصالحه‌اى كه با دولت روس در ميان بود از تعرّض ولايات يكديگر خوددارى مىنمودند وليك هميشه در فكر اسباب مفسده‌جويى بودند .

مقدمهء ديگر

آن‌كه چون مملكت ايروان از طرف پادشاه جهان سپردهء حسين خان كه از قاجاريهء قزوين و از خدمتكاران قديم و از مرتبهء غلامى به رتبهء سردارى رسيده بود مفوّض شده و در سنوات جدال كه فيما بين دولت عليهء ايران و روس برقرار بود سردار مذكور مداخل مملكت مزبور را به مخارج لشكركشى آن سامان در نزد امناى دولت عليه قلمداد مىنمود در اين سنوات كه مصالحه فيما بين دولتين برقرار شده بود و رعاياى طرفين در امن و آسايش مشغول زراعت و فلاحت بودند به توهم اينكه مبادا كارگزاران نايب السلطنهء عليه كه در تبريز مشغول خدمات ديوانىاند از مداخل مملكت ايروان كه متجاوز از دويست هزار تومان نقدا و جنسا مىباشد مستحضر آمده مطالبهء مخارج آن را نموده بر وفق قانون دولت به زياد و كم آن رجوع نمايند چنان‌كه در سنوات سابقه نيز به همين خيال افتاده‌انگيز فتنه ميان دولت ايران و روم نموده كار به نزاع و جدال قوى كشيده اگرچه به نيروى دولت بىزوال و يارى خداوند متعال غلبه براى دولت روزافزون حاصل شده و ليكن سردار مذكور در آن سنوات به فراغت هرچه تمام‌تر گريبان خود را از چنگ محاسبين ديوانى و از اين‌طور مطالبات خلاصى داده بود و چون مصالحه