تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
ناصر الدوله و الدين السلطان بن السلطان بن السلطان و الخاقان بن الخاقان بن الخاقان ناصر الدين شاه قاجار خلد اللّه ملكه به نحوى به رشتهء تحرير مىكشد كه انشاء اللّه تعالى خوانندگان را بهجت افزايد و مطالعه نمايندگان را از حوادث زمان آگاهى حاصل آيد و چون عدد لفظ [ تاريخ ] نو مصادف با سال اختتام اين كتاب آمد مسمى به تاريخ نو گرديد .

ذكر سنهء هزار و دويست و چهل هجرى كه يك قرن از سلطنت خاقان مغفور فتحعلى شاه قاجار منقضى شده بود و ما بعدها

چون مملكت ايران به فرّ دولت پادشاه جهان محل امن و امان شد همسايگان قوىدست از قوّت بازوى اين دولت ابدمدّت در سرحدّات گوشمال كلى يافته و از تطاول لشكرها كه به دستيارى اشبال خلافت آماده و مستعد شده بود آرام گرفتند از آن جمله دولت عليهء روم بود كه در سنوات سابقه در سرحد ارزنة الرّوم و بغداد به سردارى چپان اوغلى با صد هزار لشكر سواره و پياده و پنجاه عراده توپ به طرف سرحدات خوى روان شده تاب صدمات لشكر منصور خاقان مغفور را نياورده شكست كلى از نايب السلطنهء مرحوم يافته و به مرحلهء ادبار شتافت و از طرف بغداد نيز داود پاشا كه حاكم بغداد بود سليمان پاشاى كهيا را با بيست هزار سوار روانهء طرف كرمانشاهان نموده از صدمات لشكر خاقانى به دست شاهزادهء مرحوم محمد ميرزا حاكم كرمانشاهان شكست فاحش خورد و سليمان پاشا گرفتار و مغلول روانهء دربار خاقان شد و همچنين فتى خان افغان كه از طرف قندهار و كابل با پنجاه هزار سوار به هرات آمده و روانهء مملكت خراسان بود به سردارى ذو الفقار خان سمنانى كه در ظل رايت شجاع السلطنه حسن على ميرزا از طرف پادشاه مأمور شده بود در ما بين تربت و هرات بين الجانبين مصاف عظيم دست داده گلولهء تفنگ به دهان فتى خان خورده روانهء ديار عدم و مقتول آمد ، همچنين از طرف گرگان و اترك شخصى كه خود را حضرت ايشان لقب داده و ادعاى كرامات و معجزات مىنمود با سى چهل هزار سوار روانهء استرآباد و از بخت مساعد پادشاهى به سعى و اهتمام شاهزاده محمد قلى ميرزا ملقب به ملك‌آرا منكوب و مغلول بل مقتول شد .