تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
نايب السلطنه را به الهام ملهمان غيبى به خاطر رسيد كه مصلحت دولت آن است كه در چنين وقتى كه ما بين دولت روم و روس منازعه قائم و برپاست اگر به نحو خوشى عذرخواهى اين عمل بشود يحتمل كه امپراطور عذرپذير شده منازعهء دولت ايران را در مقام دولت‌دارى سربار منازعهء دولت روم ننمايند و نايبى را كه در دارالخلافه سلامت مانده بود احضار فرموده او را اميدوار داشته تصديق كيفيت دارالخلافه را در بيدخلى امناى دولت عليه ايران در اين امر از او گرفته با چاپار روانهء تفليس به نزد ژنرال مرشل بسقويچ فرستادند و خواستن عذر را از دولت امپراطور به اين نحو مصلحت ديدند كه اميرزاده خسرو ميرزا را با اعاظم امراى درب خانهء دارالسلطنهء تبريز را به دارالملك تفليس به نزد ژنرال مرشل بسقويچ فرستاده و به هر رفتار و گفتار كه ژنرال مزبور مصلحت داند فرستادگان دولت عليه اقدام نمايند و مصلحت ديد دولتى را به همين مقال ختم نموده به خدمت خاقان مغفور عرضه داشت كردند و به روانه كردن اميرزاده خسرو ميرزا عازم شدند و از امرا و امناى دولت محمد خان اميرنظام و ميرزا محمد تقى خان كه حال تحرير به منصب وزارت ايران و ملقب به اتابيك اعظم از پادشاه جهان خلد اللّه ملكه سرافرازى دارند و مقرب الخاقان حاجى ميرزا مسعود انصارى و محمد حسين خان ايشيك آقاسى باشى را مقرر فرمودند كه به تدارك رفتن مشغول شوند و به تعجيل هرچه تمام‌تر تداركات اميرزاده خسرو ميرزا ديده از راه قراباغ و گنجه روانهء تفليس داشتند و مقيد به رسيدن نوشتجات دولتى دارالخلافه نشده رساندن نوشتجات دولتى را در عهدهء چاپاران گذاشتند و به ژنرال بسقويچ نوشتجات دوستانه نوشته و به عذرهاى مقرون به صواب معتذر شدند و حكم فرمودند كه از مصلحت ديد ژنرال بسقويچ بيرون نباشند و اميرزاده خسرو ميرزا با همراهان از آب ارس گذشته روانهء تفليس گرديدند .

ذكر واقعهء طالش و حركت ميرحسن خان كه در اين بين واقع شد و رفع آن به تقدير ملك منان

چنان‌كه مسطور آمد مملكت طالش و قصبهء لنكران بايست به دولت روس واگذار