تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
ايشان نمايد و دست‌خطى به پادشاه مرحوم فرستاده بودند كه چون بايد طالش به دولت روس واگذار شود بايد كه آن فرزند به محالات طالش رفته ميرحسن خان را احضار و او را از قرارداد دولتين مستحضر ساخته اميدوار به دولت عليهء ايران نموده قدغن نمايد كه محالاتى را كه از ولايت طالش بايد از دولت ايران به دولت روس منتقل شود خالى نموده لشكر روس را كه خواهند آمد در آن محالات بلامنازعه متصرف سازند و از آنجا به قراجه داغ و مشكين رفته بعد از انتظام امر آنجا روانهء دارالسلطنهء تبريز شوند و ضمنا پيغام داده بودند كه جهانگير ميرزا را در مقام نوكرى تو صادق ديده‌ام به حرف صاحب غرضان كه در باب اردبيل مىگويند اعتنا نكرده او را بايد به مرحمت خود اميدوار نمايى و دست‌خطى نيز به سرافرازى اين دعاگوى دولت صادر شده بود كه بعد از انضباط امر اردبيل و شاهيسون به دارالسلطنهء تبريز رفته به پاىبوس مشرف شود . نظر به اين مقدمات پادشاه مرحوم التفات و مرحمت بىنهايت به اين دعاگو فرموده متوجه انجام خدمات مرجوعه شدند . چون به محال آدينه بازار طالش رسيدند ميرحسن خان از رسيدن خدمت تقاعد كرده ميرهاشم خان را كه از كسان عمدهء او بود به خدمت فرستاده متعذر به عذر ناخوشى شد . پادشاه مرحوم از آنجا به قراجه داغ و مشكين تشريف برده بعد از انجام مهام آن ولايت عازم دارالسلطنهء تبريز گرديده به شرف آستان‌بوسى مشرف شد .

ذكر رفتن سركار نايب السلطنه به دارالخلافهء تهران و ساير احوالات ايشان تا ورود به دارالسلطنهء تبريز

چون پادشاه مرحوم وارد دارالسلطنهء تبريز شدند و به خدمت نايب السلطنه مشرف گرديدند نايب السلطنه امورات مملكت آذربايجان را به ايشان محول فرموده و در باب جابه‌جا كردن تنخواهى كه براى كرور هشتم معين شده بود اهتمام تمام نموده اميرزاده بهرام ميرزا را به حكومت مملكت خوى منصوب و مقرر داشتند كه بعد از خالى شدن مملكت خوى از لشكر روسيه روانهء آنجا شوند و به ولايات ديگر آذربايجان نيز حكام جزو تعيين فرموده اين دعاگوى دولت را نيز كه به تبريز آمده بود به انجام امورات اردبيل