كردى از بندگى سرافرازى * پيش شاه مجاهد غازى
المؤيّد بالعنايات الربّانيّه ، الموفّق بالالطاف الرحمانيّه ، المستعين بمواهب الملك العزيز المنان ، المستفيض من رشحات الفضل و الامتنان ، لا زالت اقلام خلافته مرفوعة فوق السماء ، و ارقام سلطنته مرقومة على لوح البقاء گردانيده به وسيلهء دعاى بىريا خود را بر مرآت خاطر خطير و جام جهاننماى ضمير منير آفتاب تنوير جلوه مىدهد ، و همواره ارادت خاطر « 1 » الهامپذير بدان متعلّق است كه به ميامن بخت فيروز ، و مساعى . دولت عالمافروز ، توفيق اشاعت انوار عدل و داد نسبت به كافهء عباد و بلاد و تأييد قلع و قمع بنيان اصحاب كفر ، و ارباب شرك و فساد رفيق حال و قرين امانى و آمال آن پادشاه صاحب اقبال گردد . حقا و كفى به شهيدا كه تا از نسايم لطف الهى ، و فيضان عنايت نامتناهى پادشاهى ، نفحات امن و امان به مشام جان همگنان و رشحات مكرمت و احسان به كام عالميان رسيده هميشه محبّ نيكو خواه به مقتضاى
( وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ )
به مراسم شكرگزارى مواهب سبحانى و عواطف حضرت خاقانى كه در اين مدّت مشاهد ديدهء اعتبار ، و منظور نظر اولى الابصار شده قيام و اقدام داشته و پيوسته منتهاى همّت بلند و اقصاى نيّت ارجمند برحسب مؤدّاى
( أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا )
گماشته و به واسطهء مشاهدهء مكارم اخلاق و محاسن اشفاق آن پادشاه عرصهء آفاق ، خود را در وادى محبت و اخلاص چنان بىتاب و بىاختيار مىيابد كه روز به روز تودد و موافقت حقيقى و مصادقت صميمى يكى در صد و هزار بلكه بيرون از حدّ و عدّ و شمار در خاطر خطير سمت تزايد و ترقّى دارد ( الحمد للّه الذى هدانا لهذا ) .
حالا بىشايبهء تكلّف و شيوهء تصلّف عموم عالميان خصوصا مردم ممالك ايران از پير و جوان و كافر و مسلمان و ترك و تاجيك ، دور و نزديك ، وضيع و شريف ، قوى و ضعيف ، ذكورا و أناثا ، حتى طفلان خورد و پيران سالخورد ، از هفت ساله تا هفتاد ساله ، هرگاه و بيگاه و شام و سحرگاه ، بعد از اداى فرايض و طاعات
هامش
( 1 ) . بين عبارت « ارادت خاطر » و « الهامپذير » كلمهاى است كه در چاپ شكسته شده است و معلوم نشد كه چيست ؟ در كتاب « شاه طهماسب صفوى » تأليف آقاى دكتر نوائى نيز اين كلمه افتاده است ( ص 334 ، سطر اول ) .