تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
بر خلاف صواب ، و شرارت كردن خوارج در سواد عراق ، و كشتن بعضى از دوستان امير المؤمنين ( ع ) را و عزيمت آنحضرت قتال معاويه را و پس از استماع خبر خوارج فسخ آن عزيمت كردن ، و متوجّه دفع شر آنها شدن ، و پس از نزديك شدن دو فرقه بهم فرستادن عبد اللّه بن عبّاس و ابو ايّوب انصارى را به لشكرگاه خوارج به موعظت آنها و قبول نصيحت نكردن آنها ، و نصيحت كردن امير المؤمنين عليه السّلام به نفس مقدّس خود آنها را ، و محاجّهء با عبد اللّه بن الكوّا ، و غلبه بر او به دليل كه اينمعنى نيز در مزاج خوارج مفيد نيامد ، مهيّا شدن جانبين براى حرب ، گذاشتن امير المؤمنين ( ع ) حجر بن عدى را بر ميمنه ، و شبث بن ربعى را بر ميسره ، و دادن سركردگى جميع سواران را به ابو ايّوب انصارى ، و سركردگى جميع پيادگان را به ابو قتاده ، و دادن خوارج ميمنه لشكر خود را به يزيد بن حصين و ميسره را به شريح بن ابى اومى العبسى و رياست سواران را به حرقوص بن زهير السّعدى ، و سركردگى پيادگان را به عبد اللّه بن الكوّا ، و فرمان امير المؤمنين عليه السّلام كه هركه بجانب من آيد يا به طرف كوفه رود و به ترك جنگ گويد ايمن باشد ، و رفتن قروت بن تودل اشجعى « 1 » از رؤساى خوارج با پانصد نفر از متابعين خود به طرف كوفه و ملحق شدن جمعى ديگر از خوارج به لشكر امير المؤمنين ( ع ) و متابعت كردن ، در گرفتن جنگ و كشته شدن رؤساى خوارج و متابعين آنها چنان كه تقريبا از چهار هزار مرد جنگى زياده از نه نفر زنده نماند و دو نفر از اين نه نفر به خراسان رفته و از خراسان به سيستان آمده و خوارج سجستان منتسب به اين دو نفر مىباشند . گويند در اين جنگ از عساكر امير المؤمنين ( ع ) بيش از نه نفر يا هفت نفر كشته نشد ، اين است جنگ مارقين چنان كه جنگ صفين را جنگ با قاسطين گويند و جنگ جمل را جنگ با ناكثين ، بعضى گويند جنگ با مارقين در سال سى و هشتم بود ، مراجعت امير المؤمنين عليه السّلام به كوفه و خواندن مردم را به جهاد و مقاتله با معاويه و اقدام نكردن آنها مگر معدودى و صورت نگرفتن اين قصد ، فرستادن امير المؤمنين ( ع ) در اينسال جعدة بن هبيرة المخزومى را به ولايت خراسان بعد از معاودت از صفّين ، و رفتن او تا نيشابور ، و مخالفت اهل اينولايت با او و بازگشتن او به خدمت آنحضرت ، و فرستادن خليد بن قرة اليربوعى را به اينولايت كه آنها را محاصره كرد تا مصالحه نمودند ، و مصالحه كردن مرويها نيز با او حجّ كردن عبيد اللّه بن عبّاس كه از جانب امير المؤمنين ( ع ) حكمران يمن بود ، حكومت قثم بن عبّاس در اينسال بر مكّه و طايف ، و حكومت سهيل بن حنيف در مدينه و محمّد بن ابى بكر در مصر ، فوت خباب بن الارت ، فوت سهل بن حنيف انصارى بقولى ، وفات صهيب بن سنان و صفوان ابن
هامش
( 1 ) . طبرى و ابن اثير : فروة بن نوفل الاشجعى و صحيح همين است .
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 67 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / محمد اسماعيل رضوانى