تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
حسام الدين حاجب علّى الموصلى كه آن مملوك ايبك را به قصاص حسام الدين بكشت . اتفاق ملك اشرف با كيقباد بن كيخسرو پادشاه آزى مينر و شكست دادن لشكر سلطان جلال الدين را و هلاك شدن اغلب عساكر سلطان جلال الدين و هزيمت او كه به همين جهة قوّت سلطان جلال الدين مبدّل به ضعف شد و بعدها مغول بر او غالب آمدند . آمدن ملك اشرف به خلاط در حالتى كه از صدمه عساكر جلال الدين خراب و ويران شده بود و وقوع صلح ما بين ملك اشرف و سلطان جلال الدين و كيقباد و معاهده اين سه پادشاه با هم بر اينكه متفق و با هم همدست باشند . استيلاى ملك مظفر غازى بن ملك عادل بر ارزن از ديار بكر و اين ارزن غير از ارزن الرّوم مىباشد و حكمران ارزن حسام الدين از خانواده بزرگى بود معروف به بيت الاحدب و از عهد ملكشاه سلجوقى ارزن در تصرف اين خانواده بود . خلاصه بعد از استيلاى ملك مظفر بر ارزن شهر حانى را در عوض ارزن به حسام الدين داد . شكست سخت مجاهدين فرنگ كه قصد تسخير حماة داشتند از ملك مظفر محمود بن ملك منصور صاحب حماة . وفات سكّاكى صاحب مفتاح .

[ سنه 628 هجرى - سنه 1230 مسيحى ]

آسيا - ضعف سلطان جلال الدّين خوارزمشاهى به جهة سوء سيرت و تدبير او و قوّت مغول و استيلاى ايشان ثانيا بر مراغه و آذربايجان و تعاقب كردن سلطان جلال الدّين را و كشته شدن او در حوالى ميّافارقين به دست يك نفر از اكراد در نيمهء شوّال . جلال الدين نسوى صاحب تاريخ مغول كه از ملازمان خدمت سلطان جلال الدين خوارزمشاهى و پدرش علاء الدّين محمّد خوارزمشاه بود گويد خوارزمشاه محمّد بن تكش كه صاحب مملكت وسيعه بود چهار پسر داشت بزرگتر از همه سلطان جلال الدّين مينكبيرلى بود كه سلطنت غزنين باميان و غور و بست و تكاباد و زمين داور و نواحى هند را كه متصّل به اين بلاد بود به او داده و سلطنت خوارزم و خراسان و مازندران را به پسر ديگرش قطب الدّين ازلاغ شاه تفويض نموده ، و كرمان و كيش و مكران را به حكومت غياث الدّين تيز شاه واگذار كرده و عراق را به ركن الدّين غور شاه يحيى و اين جمله تجملات سلطنتى داشتند و جلال الدّين پس از مراجعت از هند استيلاى كلى در اين نواحى بهم رسانيد امّا اعمال و تدابير غير صائب او سبب شد كه از