و دمشق ملك اشرف را باشد تا عقبه افيق و از عقبه افيق به بالا بلاد دمشق از ملك كامل باشد . نيز قرار دادند كه حماة را از ملك ناصر قليج ارسلان منتزع سازند و به ملك مظفر محمود بن ملك منصور دهند و سلميّه را نيز از ملك مظفر محمود گرفته به شيركوه صاحب حمص واگذار كنند و سال به سر رسيد در حالتى كه ملك اشرف در ظاهر غزّه نزد برادر خود ملك كامل پادشاه مصر بود . آمدن لشكر مغول مجددا بر سر بلاد و ولاياتى كه به تصرف سلطان جلال الدّين خوارزمشاهى بود و وقوع جنگهاى بسيار فىمابين لشكر مغول و عساكر سلطان جلال الدّين كه اغلب فتح با مغول بود .
آمدن سلطان جلال الدّين پس از جنگها كه با مغول كرده بود به طرف خلاط و قتل و نهب و خرابى او در اين نواحى . خائف شدن غياث الدّين برادر جلال الدّين از او و مفارقت كردن از جلال الدّين و پناه بردن به اسمعيليّه .
[ سنه 626 هجرى - سنه 1228 مسيحى ]
آسيا - محاصره كردن ملك اشرف دمشق را و محصور نمودن ناصر برادرزادهء خود را در اين شهر با برادر خود ملك كامل و آخر الامر دمشق ملك اشرف را شد و بلاد شرقيّه كه براى ملك ناصر معيّن شده بود يعنى حرّان و رها و غيرهما به تصرّف ملك كامل درآمد و كرك و بلقأ و صلت و اغوار و شوبك را به ملك ناصر دادند . وفات ملك مسعود بن كامل پادشاه يمن كه ملقب به اتسز و معروف به اقسيس بود در مكّه در بيست و شش سالگى . مدت سلطنت ملك مسعود در يمن چهارده سال بود و چون از يمن عزيمت مكّه كرد على بن رسول را در اين مملكت جانشين خود قرار داد .
فرستادن ملك اشرف مملوك خود عز الدين ايبك اشرفى را كه اكبر امراى او بود به خلاط و گرفتن او حاجب على موصلى را كه از جانب ملك اشرف حاكم خلاط بود و حبس كردن و كشتن او و حاجب مذكور حسام الدين لقب داشت و مرد نيك سيرت كثير الخيرى بود . استيلاى ملك مظفر محمود بن ملك منصور محمد بن ملك مظفر تقى الدين عمر بن شاهنشاه بن ايّوب بر حماة كه در تصرّف برادرش ملك ناصر قليج ارسلان بود و گرفتن ملك كامل سلميه را از او و دادن به شيركوه صاحب حمص بنابر معاهدهاى كه پيش ذكر شد و دادن ملك مظفر محمود به حكم ملك كامل قلعه بارين را به برادر خود ملك ناصر قليج ارسلان كه تنها حماة و معرّه در تصرّف او