دنيپر و از طرف شرق تا اقصى بلاد مملكت چين را متصرّف بودند و اين ممالك وسيعه در ميان چهار نفر اولاد چنگيزخان برحسب وصيّت قسمت شد . اگرچه اوكتاى قاآن شاهنشاه بود امّا جز در حصّه و قسمت خود سلطنت و اختيار تامّى نداشت .
افريقا - خلع شدن العادل عبد اللّه بن يعقوب المنصور بن يوسف بن عبد المؤمن پادشاه مغرب از سلطنت كه بعد از خلع او را خفه كردند و بعد از او يحيى بن محمد بن ناصر بن يعقوب منصور بن يوسف بن عبد المؤمن به جاى او برقرار شد و هنوز موى عارض يحيى ندميده بود مقارن جلوس او خبر رسيد كه ادريس بن يعقوب برادر العادل مخلوع در اشبيليّه به خلافت برخاسته و ملقّب به مأمون شده و بدين واسطه اهل مراكش با جماعتى از عرب بر يحيى شوريدند و او به كوهستان گريخت و عرب معقلى او را كشتند و در مراكش نيز خطبه به اسم ادريس مأمون خوانده شد و برّ اندلس و برّ عدوه هردو در تصرف ادريس درآمد بعد متوكل بن هود در شرقى اندلس بر ادريس خروج كرد و ادريس ناچار از اندلس به مراكش آمد و اندلس از تصرف بنى عبد المؤمن خارج شد و ادريس مرد فصيح عالمى بود و چون درگذشت پسرش عبد الواحد به جاى او برآمد و ملقب به رشيد شد و او نيز در ششصد و چهل وفات كرد و برادرش على بن ادريس ملقب به المعتضد جاى او بگرفت و المعتضد در محاصرهء قلعه در نزديكى تلمسان در سال ششصد و چهل و شش درگذشت و ابو حفص عمر بن ابو ابراهيم بن يوسف به جاى او برقرار آمد و ملقب به المرتضى گرديد و در محرّم ششصد و شصت و پنج الواثق ابو العلاء ادريس معروف به ابو دبوس داخل مراكش شده و المرتضى به دست او مقتول گرديد و ابو دبوس بعد از سه سال در جنگ با بنى مرين ملوك تلمسان كشته شد و دولت بنى عبد المؤمن منقرض گرديد و بنى مرين بر مملكت بنى عبد المؤمن غلبه كردند و ابو دبوس را بعضى پسر ادريس مأمون دانستهاند . برخى اسم او را ادريس بن عبد اللّه بن يعقوب بن يوسف بن عبد المؤمن ضبط كردهاند .
[ سنه 625 هجرى - سنه 1227 مسيحى ]
آسيا - اجتماع ملك اشرف بن عادل و ملك كامل بن عادل در غزّه ( غزّه شهريست ميان شام و مصر ) و اتفاق نمودن آنها براينكه دمشق را از الناصر داود پسر برادر خود انتزاع كنند و حران و رها و رقّه را كه در تصرف ملك اشرف بود در عوض به او دهند