تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
رايق فهميد و او را گرفته حبس كرد ، و در باب او گفتگوها با الراضى كرد ، و آخر الامر ابن مقله را از حبس بيرون آوردند و دست او را بريدند و اين در نيمه شوّال بود ، و چون ابن مقله از اين زخم منكر جان بدر برد و شفا يافت باز در تحصيل رتبه وزارت ساعى بود و قلم را به دست مقطوع خود مىبست و مىنوشت ، ابن رايق باز خبر شد و دانست كه ابن مقله مردم را بر ضدّ او و الراضى تحريك مىكند زبان او را هم بريد و در حبس بر او سخت گرفت تا از سختى در اواخر شوّال سيصد و بيست و هشت در زندان درگذشت و در خانهء خليفه مدفون شد بعد اهل او جسد او را طلبيدند ، لهذا قبر او را نبش كرده نعش او را بيرون آوردند و تسليم آنها كردند ، اهل ابن مقله او را در خانهء خودش دفن نمودند بعد از آن محّل هم او را به جاى ديگر برده مدفون ساختند . از عجايب اينكه ابن مقله سه مرتبه مقلدّ امر وزارت شد و وزارت سه خليفه را كه المقتدر و القاهر و الراضى باشند نمود و سه سفر كرد ، دو به شيراز و سفرى در وزارت به موصل و سه دفعه پس از مردن مدفون شد . استيلأ بجكم بر بغداد و دار الخليفه پس از آنكه به واسط رفته بود و لشكر ابن رايق را كه به جنگ او فرستاده بود منهزم ساخته ، و چون به بغداد رسيد ابن رايق به عكبرا گريخت و پنهان شد و الرّاضى بجكم را خلعت داد و امير الامراء كرد ، مدّت امارت ابن رايق يكسال و ده ماه و شانزده روز و بجكم ابتداء مملوك وزير ماكان كاكى ديلمى بود . ماكان او را از وزير خود گرفت بعد از ماكان كناره كرده به مرداويج پيوست و ازجمله كشندگان مرداويج شد و به عراق آمده به خدمت ابن رايق پرداخت و ابن رايق او را به اهواز فرستاد و ابن بريدى را دفع و طرد كرد . فساد حال قرامطه و كشتن يكديگر را و ماندن آنها در هجر . اروپا - ( اسپانيول ) اتمام قصريكه عبد الرّحمن سيّم در شهر زهرا در پنج ميلى كرد و ( قرطبه ) بنا كرده بود و موسوم به القصر نموده و غالب ستونهاى اين قصر از سنگ مرمر سفيد با چوب سدر بود و يك حوضى از شبه و طلا داشته و درين وقت از آن قصر و مكنت اثرى نيست .

[ سنه 327 هجرى - سنه 938 مسيحى ]

آسيا - راندن بجكم و الراضى به موصل و گريختن ناصر الدّولة بن حمدان كه پيشكشى گرفته با او صلح كردند و به بغداد برگشتند ، و قبل از ورود به بغداد ابن رايق با جماعتى