تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
شدن بجكم ، تفصيل اين احمال آنكه : بجكم لشكرى به جنگ ابو عبد اللّه بريدى فرستاده بود و خود نيز از واسط عقب لشكر مىرفت كه شنيد لشكر او بر بريدى غلبه كرده و بريدى گريخته ، بجكم عزم مراجعت به واسط كرد و در راه مشغول به شكار بود تا رسيد به نهرجور ( خور ) « 1 » - در اينجا شنيد كه اكرادى در اين نواحى هستند كه صاحب ثروت‌اند ، شره او را بر اين داشت كه با قليل جماعت خود حمله بر آنها كند و ايشان را غارت نمايد ، چون قصد اكراد كرد آنها گريختند ، كودكى از آنها نشناخته از پشت سر نيزه به تهيگاه او زد كه همان نيزه او را بكشت ، همين كه خبر كشته شدن بجكم به المتقى رسيد به خانهء او فرستاد و اموال زيادى از خانهء او بيرون آوردند كه اكثر آن زير خاك مدفون بود و براى بريدى هم فرج بعد از شدّتى شد ، امارت بجكم دو سال و هشتماه و چند روز بود ، انگاه بريدى ببغداد آمد و چند روزى بر كارها مسلّط گرديد اما چون بدسلوك بود عامه او را اخراج كردند و كورتكين روى كار آمد ، بعد ابن رايق از شام به بغداد آمد و ابو الحسن احمد بن علّى بن مقاتل را در شام نايب خود كرد ، پس از مقاتله‌ها با كورتكين بر او غالب آمده او را حبس نمود و المتّقى او را امير الامراء كرد . وفات متى بن يونس الحكيم الفيلسوف « 2 » ، و بختيشوع بن يحيى الطبيب . وفات ابو الحسن علّى بن محمّد السمّرى آخرين سفراى اربعه از ناحيهء مقدسّه حضرت صاحب الامر عجّل اللّه تعالى فرجه بر مذهب شيعه و غيبت كبرى .

[ سنه 330 هجرى - سنه 941 مسيحى ]

آسيا - عود بريدى به بغداد و استيلاى او و گريختن ابن رايق و المتقى به طرف موصل و غارت كردن بريدى بغداد را و ظلم زياد . و چون المتقى و ابن رايق به تكريت رسيدند به ناصر الدّولة بن حمدان نوشته از او استمداد نمودند و روانه موصل شدند ناصر الدوله از موصل به جانب ديگر رفت ، المتقّى پسرش ابو منصور و ابن رايق را نزد ناصر الدوله فرستاد ناصر الدوله آنها را به خوبى پذيرفت و نقود بسيار خليفه را اهدى كرد همين كه قصد
هامش
( 1 ) . در كامل نيز « جور » آمده است . ( 2 ) . عبارت كامل اين است : « و فى ايّام الراضى توفّى أبو بشر أخو متّى بن يونس الحكيم الفيلسوف » .