تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
حال تكبير مىگفتند و المقتدر را لعن مىكردند و لباس او را حتّى زير جامهء او را از بدنش بيرون آوردند و تنش را در حفره‌اى دفن و روى قبر را محو كردند كه آثارى از او نمودار نباشد بعد سرش را نزد مونس خادم كه در راشديّه بود و به جنگ حاضر نشده بودند همين كه مونس خادم سر المقتدر را ديد لطمه بر روى خود زد و گريست . المقتدر در كار خلافت اهمال داشت و اموال تفريط مىنمود و حكم بانسوان و خدّام بود ، مدّت خلافت المقتدر بيست و چهار سال و يازده ماه و شانزده روز و عمرش سى و هشت سال . چون المقتدر مقتول شد مونس خادم گفت بايد ابو العبّاس بن المقتدر را به خلافت برداشت ، ابو يعقوب اسحق بن اسمعيل نوبختى بر او اعتراض كرده گفت ابو العباس طفل است و خلافت او موجب فساد مىشود ، لهذا القاهر باللّه محمّد بن المعتضد را احضار كردند و در بيست و هشتم شوال با او بيعت كردند و القاهر نوزدهمين خليفه عبّاسى است . چون القاهر به خلافت برقرار شد مادر المقتدر را طلبيد و از او جوياى اموال شد ، مادر المقتدر هرچه نزد او بود اعتراف كرد القاهر او را به شدّت زد در صورتى كه مريض و مستسقى شده بود بعد او را به پا آويخت و او قسم خورد كه سواى آنچه اعتراف كرده چيزى نزد او نيست . وزير كردن القاهر ابو علّى بن مقله را . وفات قاضى ابو عمرو محمّد بن يوسف كه از فضلا بود . وفات ابو الحسين بن صالح الفقيه الشافعى كه از عبّاد بود . وفات ابو نعيم عبد الملك الفقيه الشافعى الجرجانى معروف به اشتر الاسترابادى « 1 » .

[ سنه 321 هجرى - سنه 932 مسيحى ]

آسيا - وفات شغب مادر المقتدر ، حصول وحشت ميانهء مونس و القاهر ، و مونس بليق را حاجب قرار داده و امور دار الخلافه را راجع به او كرده و بليق بر القاهر تنگ گرفته بود و نميگذاشت هيچ زنى داخل بيت خلافت شود مگر آنكه او را بشناسد و بفهمد كه كه كيست و جهة اين ملاحظات اين بود كه قاهر در باطن جماعتى را استمالت كرده بود كه بليق حاجب و مونس خادم را بگيرند و طريف السبكرى كه بزرگترين سركرده‌ها بود در اين باب با القاهر اتفّاق داشت ، بالجمله در اوّل شعبان القاهر بليق حاجب و پسرش و مونس خادم را بگرفت بجهة اينكه اينها متفّق شده بودند كه القاهر را خلع و ابو احمد بن
هامش
( 1 ) . كامل : المعروف بالأستراباذى اين واقعه ذيل سال 322 نيز آمده است .