[ سنه 296 هجرى - سنه 908 مسيحى ]
آسيا - خلع كردن سرداران لشكر و قضاة المقتدر را ، و بيعت كردن با عبد اللّه بن معتزّ ، و ملقّب نمودن او را به الرّاضى باللّه ، و وقوع مناقشه و محاربه ميانه غلامانيكه هواخواه مقتدر بودند ، و غلامانيكه به الرّاضى باللّه ميل داشتند ، كه آخر الامر ابن معتز منهزم شد و پنهان گرديد و اتباع او متفرق شدند ، پس از آن ابن معتزّ گرفتار و محبوس گشت و دو شب در حبس بود تا در زندان او را طناب انداخته و چنين شهرت دادند كه او به اجل موعود درگذشت ، عمر ابن معتز تقريبا چهل و نه سال و او مرد فاضل شاعرى بود مدّت خلافتش يكروز . نزول تگرگ در بغداد كه از صبح تا عصر مىباريد و چهار انگشت بر روى زمين بنشست و سرماى شديد شد . ولايت يوسف بن ابى السّاج در ارمينيّة و آذربايجان .
اروپا - جنگ مونس مظفّر در بلاد روميّة الصّغرى و غلبهء او بر روميها .
افريقا - ابو نصر زيادة اللّه بن عبد اللّه بن ابراهيم بن احمد بن محمد بن ابراهيم بن اغلب « 1 » كه در سال دويست و نود سلطان افريقيّه بود قبل از آنكه پادشاه شود پدرش به جهة شرب خمر او را حبس كرده او با سه نفر صقالبه بر قتل پدرش اتفّاق كرده ، آنها عبد اللّه پدر زيادة اللّه را بكشتند و سرش را در زندان نزد زيادة اللّه بردند چون او سلطان شد حكم كرد قاتلين پدرش را كشتند و از آنجا كه ابو نصر زيادة اللّه در استيفاى لذّات ولوع بود و بيشتر به صحبت اهل هزل مشغول و بر هركس از اغالبه از اعمام و برادران خود دست مىيافت مىكشت و در امر مملكت اهمال مىكرد ، ابى عبد اللّه شيعى كه دعوت به دولت علويّه فاطميّه مىنمود در مغرب قوى شد زيادة اللّه جميع لشكر خود را كه چهل هزار نفر بودند به سردارى ابراهيم نامى از بنى اعمام خود به جنگ ابى عبد اللّه شيعى فرستاد ، ابو عبد اللّه آنها را منهزم كرد زيادة اللّه چون ديد نميتواند مقابل ابى عبد اللّه بايستد هر قدر توانست از اموال خود را برداشت به طرف مشرق مملكت خود رفت و در اين سال به مصر آمد ، نوشرى عامل مصر بود ، ماجرى را به المقتدر نوشت و زيادة اللّه به رقه آمد ، المقتدر او را حكم كرد كه به مغرب بازگردد و به نوشرى نوشت كه او را امداد نمايد تا مملكت خود را مسترد سازد زيادة اللّه به مصر آمد و نوشرى به او گفت كه در خارج بلد
هامش
( 1 ) . كامل : أبو مضر زيادة اللّه بن أبى العباس بن عبد اللّه .