تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
يزيد بن عبد الملك و مغلوب شدن و مقتول شدن مفضّل و مروان پسران مهلب ، ولايت مسلمة بن عبد الملك در كوفه و بصره و خراسان ، ولايت سعيد بن عبد العزيز بن حارث بن حكم بن ابى العاص داماد مسلمه از جانب او در خراسان و چون سعيد به تنعم مايل بود به خذينه معروف شد يعنى بانوى « 1 » خانه ، ولايت شعبة بن طهير نهشلّى در سمرقند از جانب سعيد والى خراسان ، تعذيب سعيد عمال يزيد بن مهلب را در خراسان از روى بهانه‌جوئى چنان كه بعضى در شكنجه به مردند ، وليعهد كردن يزيد بن عبد الملك برادر خود هشام را و بعد از آن وليد پسر خود را كه در اين وقت نابالغ بود ، عبور سعيد از جيحون و رفتن به طرف سغد به عزم جنگ ، گويند چون مسلمه والى خراسان و عراق شد از خراج اين ولايت چيزى به يزيد عايد نميساخت و يزيد از عزل او حيا مىكرد لهذا به بهانهء ملاقات او را بخواست و چون او از عراق حركت كرد يزيد عمر بن هبيرهء فزازى را به چاپارى بعراق فرستاد ، فرستادن ميسره داعى عباسييّن در عراق مأمورى چند درزى تجارت به خراسان كه براى محمّد بن علّى بن عبد اللّه بن عبّاس از مردم بيعت بگيرند ، جنگ عمر بن هبيره در نواحى ارمينيه و اين قبل از آن بود كه عمر به جاى مسلمه والى كوفه و بصره و خراسان شود ، وفات ضحّاك مفسّر در خراسان . اروپا - عساكر عرب بسردارى زمانامى به خاك فرانسه ورود كرده در حوالى شهر تولوز ( اود ) نامى از نجباى مملكت شكست فاحشى به آنها داد و سردار عرب كشته شد ، در حكومت همين شخص بود كه فضلاى زياد در شهر كرد و از بلاد اسپانيا جمع شدند . افريقا - تعدى يزيد بن مسلم عامل افريقيّه و شوريدن بر او و كشتن او و عريضه معذرت نوشتن به يزيد بن عبد الملك و پذيرفتن يزيد عذر آنها را و ولايت محمد بن يزيد در افريقيه و بعضى اينواقعه را به سال قبل نسبت داده‌اند .
هامش
( 1 ) . عبارت كامل اين است « و انّما لقّب بذلك لأنّه كان رجلا ليّنا متنعّما » و باز در جاى ديگر ذيل همين سال ( 102 ) نوشته است « لما ولى سعيد خراسان استضعفه الناس و سموه خذينة » طبرى در وجه اين تسميه تفصيل بيشترى داده مىنويسد : « و انّما لقّب بذلك فيما ذكر انه كان رجلا ليّنا سهلا متنعّما قدم خراسان على بختيّة معلّقا سكّينا فى منطقه فدخل عليه ملك ابغر و سعيد متفضّل في ثياب مصبّغة حوله مرافق مصبّغة فلما خرج من عنده قالوا له ، كيف رأيت الامير ؟ قال خذينيّة لمّته سكينيّة فلّقب خذينة ، و خذينه هى الدهقانة ربة البيت ( جلد 9 ص 1418 ) .