نمائيم . لئون آذوقهء لشكر اسلام را پراكنده ساخت و كار مسلمانان به سختى كشيد و مسلمه بى نيل مقصود بازگشت و چون اين خبر به سليمان رسيد از غصّه هلاك شد ، بعضى گفتهاند بدى هوا و قوّت بحرى قشون قسطنطنيه مانع دخول مسلمه و غلبه او به قسطنطنيه گرديد بههرحال لشكر اسلام بدون پيشرفت در اينسال از آنحدود بازگشتند .
بعقيدهء بعضى عمر بن عبد العزيز خود متوجّه آنطرف گرديده مسلمه را مراجعت داد ، سلطنت لئون سيم در قسطنطنيه .
[ سنه 100 هجرى - سنه 718 مسيحى ]
آسيا - خروج شوذب كه اسم او بسطام و از بنى يشكر بود در جوخى كه قريهايست از اعمال واسط و فرستادن عبد الحميد والى كوفه به حكم عمر بن عبد العزيز محمد بن جرير بن عبد اللّه بجلى را با دو هزار نفر به مدافعهء او ، نوشتن عمر نامه به شوذب و از جهة خروج او پرسيدن و اظهار داشتن كه قبل از خونريزى نزد عمر آيد و مباحثه نمايد و هريك بر حق باشند امر او را باشد و قبول كردن شوذب و فرستادن دو نفر را نزد عمر و مباحثه عمر با آنها و ملزم شدن يكى از آنها و انكار آن ديگرى و محمد بن جرير در مقابل خوارج بود و هيچيك متعرض هم نشده منتظر معاودت رسولان شوذب بودند ، طلبيدن عمر بن عبد العزيز يزيد بن مهلب را از خراسان و آمدن او به بصره در حالتى كه پسر خود مخلّد را در خراسان به جاى خود برقرار كرده و فرستادن عدى بن ارطاة موسى بن الوجيه الحميرى به حكم عمر يزيد را مغلولا نزد او و حبس كردن عمر او را به جهة اينكه مبلغى كه بايد به بيت المال ايصال نمايد ننموده و يزيد در حبس عمر بن عبد العزيز بود تا عمر وفات كرد .
ابتداى دعوت بنى عباس كه محمّد بن على بن عبد اللّه بن عباس هفتاد نفر را به امصار فرستاد تا براى او بيعت بگيرند و خود در شراة و حميمه كه جايگاهى است ما بين دمشق و مدينه منزل « 1 » نمود ، دعوت عمر ملوك هند « 2 » را به اسلام و قبول كردن جيشة بن ذاهر « 3 »
هامش
( 1 ) . عبارت كامل اين است « قصد الحميمه من ارض الشراة » بنابراين حميمه و شراة دو جاى مختلف نيستند .
( 2 ) . عبارت كامل اين است « و فيها كتب عمر بن عبد العزيز الى ملوك السند يدعوهم الى الأسلام » .
( 3 ) . كامل : « جيشبة بن ذاهر » .