بود ، بر سوى جوى مواليان « 1 » بعد از رنج بسيار از اهل ديه تقرب كردند ، و اول زمينهاى خواجه را آب دادند ، چون خواجه را خبر شد ، گفت : آه ، خطا كردهاند ، كه پيش از ما ديگران بودهاند كه حقابه ايشان را بود . شايد كه آنجماعت بواسطهء شرم ، خاموش كرده باشند ، « 2 » خواجه از دهقانان سؤال كردند كه اثر اين آب ، زمين تا چند گاه بدارد ؟ گفتند : تا سه سال ، خواجه در آنزمين زراعت نكردند تا اين مدت گذشت ، وفات ايشان در سنهء ست و عشر و اربعمائه ( 416 ) بوده است ، و زيارت ايشان در كفايت مهمات اثر عظيم دارد ، و مقام ابدال و اوتادست ، و اهل كشف و زنده دلان بر آنجا بسيار انوار ديدهاند ،
و ديگر بر جانب شمال شهر ، مقبرهء نورآباد است ، و در آنجا از علماء و مشايخ و اولياء رحمهم اللّه بسيارند ،
ديگر قريب به برج عيار بر خاكريز حصار قديم ، تربت شيخ زاهد و عابد مجاهد خواجهء اولياء كلان « 3 » است ، كه خليفهء خواجهء خواجگان ، خواجه عبد الخالق غجدوانىاند ، رحمهما اللّه ، و فضائل و مناقب ايشانرا نهايت نيست .
و در جوار تربت ايشان ، فرزند ايشان خواجهء غريب « 4 » است ، رحمه اللّه كه خليفهء ايشان بود ، و خدمت خاوند تاج الدين ستاجى گفتهاند كه : شيخ مجذوب سالك شيخ حسن بلغارى قدس سره « 5 » فرمودهاند كه در ايام حيات خود بسيار از اصحاب دل و اصحاب سر را خدمت كردم ، كسى بمرتبهء خواجهء غريب بخارى نديدم .
هامش
( 1 ) - همان جوى موليانست ، و ذكر آن در تاريخ بخارا بتفصيل آمده است .
( 2 ) - چ : كشته .
( 3 ) - وفات خواجهء اولياء كلان در سال 627 بوده است .
« خزينة الاصفياء ج 1 ص 536 »
( 4 ) - وفاتش بسال 711 بوده است .
« خزينة الاصفياء ج 1 ص 540 »
( 5 ) - اصلش از نخجوان است و ارادتش به دو واسطه بشيخ ابو النجيب سهروردى ميرسد ، مدت عمرش نود و سه سال و وفاتش در 698 بوده قبرش در سرخاب تبريزست .
« سفينة اولالياء ص 182 »