حكايت « 1 » چهلم در منع فرمودن از نشاندن كنيزكان به زور در خرابات
همواره در شهرهاى بزرگ زنان فاحشه را در پهلوى مساجد و خانقاهات و خانهاى هركس « 2 » مىنشاندند و نيز كنيزكانرا « 3 » كه از اطراف مىآوردند چون جماعت خراباتيان ببهاى موافقتر از ديگران مىخرند « 4 » اكثر تجار در فروختن ايشان ميل بمعاملهء آن جماعت ميكردند و بعضى از كنيزكان كه حميتى « 5 » و قوتى « 6 » داشتند در نفس خود « 7 » نمىخواستند « 8 » كه ايشانرا بخرابات فروشند و باجبار و اكراه مىفروختند و به كار بد مىنشاندند پادشاه اسلام خلّد ملكه فرمود كه خرابات نهادن و زنان فاحشه نشاندن اصلا كار محظور و مذموم است و دفع و رفع آن از واجبات و لوازم ليكن چون از قديم الايام باز جهت « 9 » بعضى مصالح در آن باب اهمال نمودهاند و آن قاعده مستمرّ گشته دفعة واحدة منع آن متمشّى نگردد « 10 » بتدريج سعى بايد نمود تا بتأنّى « 11 » مرتفع گردد حالى عورتانى كه ايشانرا ميل به آن كار نباشد و بالزام فرمايند از آن ورطه خلاص بايد داد چه جهد بسيار بايد كرد تا ناقصى را كامل گردانند آن را كه بخصلتى بد ميل نبود او را باكراه « 12 » بر آن داشتن ظلمى « 13 » صريح باشد « 14 » و عظيم « 15 » بد و نالايق است « 16 » بدان سبب يرليغ اصدار افتاد كه هر كنيزك « 17 » كه او را ميل بخرابات نباشد او را « 18 » با آن جماعت نفروشند و آنچه در خراباتاند هركدام كه بخواهند بيرون آيند او را مانع نشوند و ايشانرا در هر پايه و هر جنس قيمتى معيّن فرمود تا بدان بها ايشانرا « 19 » بخرند و از خرابات بيرون آرند و بشوهرى كه اختيار كنند « 20 » بدهند « 21 »
هامش
( 1 ) - داستان :W .( 2 ) - كسى :L .( 3 ) - كنيزكان :L .( 4 ) -L . om .( 5 ) - جمعيتى :W .( 6 ) - و قوتى :L . , W . om .( 7 ) -L . , W . om .( 8 ) - داشتند :W .( 9 ) - از جهت :W .( 10 ) - نكرد :W .( 11 ) - به آسانى :W .( 12 ) -L . om .( 13 ) - ظلم :L .( 14 ) - بود :W .( 15 ) - ظلم :L .( 16 ) -L . om .( 17 و 18 ) -W . om .( 19 ) - او را :S . , L . , W .( 20 ) - بنكاح شرعى :et L . , W . ins .، كند :L .( 21 ) - و السلام و الحمد لله ربّ العالمين و الصلاة على خير خلقه محمد و آله اجمعين :L . add .- و سلّم تسليما