تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
كمالات آراسته است ابد الدهر بر سر طبقات اصناف عالميان « 1 » مبسوط داراد انّه سميع « 2 » مجيب

حكايت يازدهم در منع فرمودن پادشاه اسلام « 3 » لشگريان « 4 » و غيرهم را از سخن « 5 » كفر گفتن

پادشاه اسلام خلّد ملكه چون شنيد كه بعضى لشگريان و غيرهم وقتى كه بجنگ مىرفتند و ايشانرا فتحى دست ميداد « 6 » لاف مىزدند كه ما چنين كرديم « 7 » و بواسطهء فلان تدبير كارهاى معظّم ميسّر شد و فلان كس بهادريها كرد « 8 » و بسعى
S . fol . 303 r .
فلان كس « 9 » ياعى شكسته شد و ازين شيوه حوالت « 10 » كارها با كفايت و مردى و بهادرى خود نسبت « 11 » ميكردند و سخن بزرگ ميگفتند و عجب مىنمودند و گاهى برعكس آن معنى « 12 » نامراد بازمىگشتند و ميگفتند كه « 13 » حكم خدا بود و الا سعى نموديم و بجدّ تمام كوشيديم و اين سخن در زبان خلق بسيار شده بود و در تمامت امور جزوى نيز مغول و تازيك بر همين نمط سخن مىراندند و بكرّات اين حكايات « 14 » بسمع اشرف پيوست آن را پسنديده نداشت و غيرت آورد و فرمود كه اين سخنها محض كفرست و اكثر كارهاى ما « 15 » لشگر و عموم مردم كه « 16 » بخلل مىآيد از شومى چنين سخنان است مىبايد كه هر نيكوئى كه بما و لشگر و ديگر خلائق مىرسد آن را از رحمت و شفقت حقّ تعالى دانند و هر بدى و نااميدى كه رسد آن را نتيجهء گناهان و بديهاى خود شناسند « 17 » و بهيچ‌وجه سخنى كه
هامش
( 1 ) - آدميان :P .( 2 ) - قريب :W . inserit( 3 ) - خلّد الله ( تعالى ) ملكه :L . , P . add .( 4 ) - جماعت لشگريان :L . , P .( 5 ) -P . om .( 6 ) - كه :W . ins .( 7 ) - . . . كه ( ما :L . , W .) چنين و چنين كرديم :L . , P . , W .( 8 ) - و فلان كس جهاد كرد :P . p . h . v . e .( 9 ) -S . om .( 10 ) - شيوها و حالتها :P .( 11 ) -S . , L . , W . om .( 12 ) - اين معنى :S . om . , L .( 13 ) -S . om .( 14 ) - حكايت :L . , P .( 15 ) -P . om .( 16 ) -W . om .( 17 ) - و اين سخن مناسب كلام :W . inserit- خداست كه گفتما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ