تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
از آن بر عقب « 1 » اوردوها روانه شد ناگاه از پيش امير قتلغ شاه ايلچيان رسيدند و امراء شام كه از آنجا گريخته بايلى درآمده بودند با خود « 2 » آوردند مقدّم ايشان علاء الدين پادشاه « 3 » ايشانرا بنواخت و بمواعيد خوب مستظهر گردانيد و هم در آن حدود ايلچيان فاسليوس « 4 » پادشاه استنبول « 5 » با تحف و هدايا برسيدند و پيغام دادند كه فاسليوس ميخواهد كه در سايهء پادشاه اسلام باشد و دختر خويش « 6 » باسم قومايى « 7 » ببندگى فرستد پادشاه ايشانرا نواخت
S . fol . 289 r .
فرمود « 8 » و از آنجا ببندنيجين « 9 » رفت و بعد از سه مقام خواتين و اغروقها را به طرف بغداد فرستاد و چهارشنبه چهاردهم ربيع الآخر از بندنيجين بعزم شكار جوقين سوار شد و چند روزى در حدود سيب و واسط و مشهد سيّدى ابو الوفا رحمة الله عليه شكار كرد و به زيارت مشهد رفت و مجاورانرا بصدقات و انعامات مخصوص فرمود و فرمود « 10 » تا بر نهرى « 11 » كه از آب فرات بدان بيابان بىآب رانده « 12 » و بدان سبب آن مزار مثل شهرى شده « 13 » عمارتها كنند و از آنجا بحلّه آمد و در اوردوها نزول فرمود و مولانا قاضى نصير الدين تبريزى « 14 » و « 15 » قاضى كمال الدين موصلى كه ايشانرا « 16 » از حدود ارّان برسالت بمصر فرستاده بود از آنجا مراجعت نموده با ايلچيان مصر بحلّه ببندگى رسيدند و جواب رسالات كه نه بر وجه صواب گفته بودند ادا كردند و ايلچيان بوقتاء نيز با سيصد سوار آمده بودند و يكشنبه غرّهء جميدى الآخر كه سر سال تركان بود طوى كردند و ايلچيان مصر و بوقتاء در آن روز تكشميشى كردند از آن بوقتا را سيورغاميشى بسيار « 17 » فرمود و مصريانرا بتبريز فرستاد و شهربند گردانيد و دوشنبه نهم جميدى الآخر بر عزم ديار شام از جسر حلّه بگذشت و دوشنبه شانزدهم ماه مذكور
هامش
( 1 ) - در عقب :W .( 2 ) - با خود :P . om .( 3 ) - اسلام :L . , W . add .( 4 ) - واسليوس :L .( 5 ) - اصطنبول :P .( 6 ) - خويش را :L . , P .( 7 ) - قمايى :P .( 8 ) - نواخت :L . , P .( 9 ) - ببندنيجين :W .، بندلجين :P .، بندنيجين :S .( 10 ) - و فرمود :W . om .، كه :L . inserit( 11 ) - . . تا بر هر آن نهرى :T . - L . , P . : S . , W . p . h . v . e .( 12 ) - بريهء بىآب رانده‌اند :P . p . h . v . e .( 13 ) - فرمود كه :W . inserit( 14 ) - مولانا قاضى نصير الدين تبريزى :L . , P . om .( 15 ) - مولانا :L . , P . inserunt( 16 ) - او را :P .( 17 ) - تمام :L . , P .
تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 143 | رشيد الدين فضل الله همدانى / كارل يان