موت « 1 » ريخت - رانو سيه و اعوان و انصار او كه ديو سيه از ديدار كريه شان متنفر - و زبانهء دوزخ براىشان منتظر - هر يكى يكايك ازان ديوان بى دين لعين « 2 » - به زخم تيغ و ژوپين - آن شاه راستين را شهيد كردند -
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ -
همه را به علم يقين معلوم بلكه به عين يقين معاينه است كه كه سپهر بىمهر از عقد مصادقت ميگردد « 3 » - و روزگار ناسازوار از عهد موافقت ميگذرد - اول چون مستان بىاستحقاق و آنكه بى « 4 » موجب باشد ميبخشد - آخر چون طفلان بىرنجش و بىآنكه شرمي حايل گردد باز ميستاند - هر سرى را كه از سرورى و عزت « 5 » سرآمده بيند خواهد كه در پاى گرد مذلت اندازد - و هر سرورى را كه از سرى و حرمت برآمده يابد چون خاك ناپاك محنت يكى سازد -
* بيت *
« 6 » صحبتِ گيتي كه تمنا كند * با كه وفا كرد كه با ما كند
غرض از تقرير اين عبارت - و تحرير اين استعارت آنست كه اصحاب دولت - و ارباب حشمت بر مكر ولايت دنياى لا اعتبار مغرور نگردند - و بر لطف و فريب « 7 » چرخ غدّار فريفته نشوند - به همه وجوه « 8 » اعتبار گيرند قوله تعالى
فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ -
* ابيات *
اينك در شهنامها آوردهاند * رستمِ روئينِ تن و اسفنديار
تا بدانند اين خداوندانِ ملك * كز بسى خلق است دنيا يادگار
مدت ملك مبارك شاه مرحوم سعيد شهيد سيزده سال و سه ماه و شانزده روز بود و اللّه اعلم بالصّواب *
هامش
( 1 )M .خاك ممات
( 2 )M . omitsلعين
( 3 )B .مصادقت ميكرد اول چون
( 4 )M .و بىانكه موجب
( 5 )B .عمرت سرآمده
( 6 )I .دولت گيتي
( 7 )M .قربت
( 8 )B .وجوه كهتر اعتبار